ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ هر ملتی داستانی از رنجها و آرزوهایش دارد. در این سرزمین، داستان ما اغلب با خون جگر جوانانی نوشته شده است که قرار بود پلی برای عبور به فردایی بهتر باشند. اما انگار حاصل این همه ایثار، نه برای آبادانی وطن که برای بنا نهادن کاخهایی بوده است که از دل رنج مردم سر برآوردهاند.
مدتهاست این پرسش خون به دل ما کرده است: چرا راهی که بر ما حرام و مسدود است، بر عدهای «مقامات» و «آقازادهها» حلال، هموار و سهلالوصول است؟
وقتی به صحنههایی مانند فیلم عروسیهای باشکوه و افسانهای فرزندان همین مسئولان نگاه میکنیم، گویی در یک سیاره دیگر فرود آمدهایم؛ جایی که شعارهای عدالت، سادهزیستی و پایبندی به قانون، تنها برای تریبونها و خطاب به مردم کوچه و بازار طراحی شدهاند.
برای ما، هر خطای کوچکی میتواند بهای سنگینی داشته باشد؛ از بازخواستهای شغلی و اجتماعی گرفته تا محدودیتهای شخصی. اما در دنیای آنها، ظاهراً هیچ مرز و مانعی وجود ندارد.
مراسمی برگزار میشود که در لوکس بودن، با برترینهای جهان رقابت میکند، در حالی که میلیونها نفر از مردم در تامین نیازهای اولیه خود ماندهاند.
سنگ حجاب بر شانه مردم، نه آقازادهها:
اوج این تناقض در موضوعات فرهنگی و اجتماعی خود را نشان میدهد.
در حالی که ما تحت فشار مداوم برای رعایت دقیق شئون و قوانین هستیم—از پوشش گرفته تا نوع زندگی—پسران و دختران این طبقه نوظهور، بدون کوچکترین نگرانی، موازینی را زیر پا میگذارند که خودِ پدرانشان، حافظان و بانیان سختگیری در اجرای آن هستند.
شعار “سنگ بر شلم بستن” برای حجاب و سادهزیستی، فقط مخصوص مردم است، نه برای کسانی که خون جوانان این مرز و بوم را نردبان خود کردهاند تا به نان و نوا، یا بهتر بگوییم، به «کاخ و خدم و حشم» برسند.
تا وقتی که این دوگانگی در اجرای قانون و تعریف «حلال» و «حرام» وجود داشته باشد و تا زمانی که مسئولین خود را برتر از مردم و خارج از دایره بازخواست ببینند، داغ دل این ملت تازه خواهد ماند.
آیا عدالت تنها یک کلمه است که باید در کتابها و سخنرانیها بماند؟ یا زمانی میرسد که مسئولیتپذیری و پاسخگویی شامل حال تمام افراد، از بالاترین مقام تا پایینترین شهروند، خواهد شد؟
✍️ عبدل خزلی


















Thursday, 7 May , 2026