سخنم را اینگونه آغاز کنم که چرا برخی از خانواده های شهدا حاضر به مصاحبه نیستند، باید قبل از هر چیز به نظرات خانواده های شهدا در این زمینه رجوع شود که بنده بارها که با این خانواده ها صحبت کرده ام، بیشتر آنها گله مندند، از مسئولینی که قبلا برای دیدار با این خانواده ها آمده اند و خیلی هم این دیدارها را بازتاب می دهند و به ظاهر دم از حل مشکلات این خانواده ها می زنند، اما در عمل اتفاق خاصی نیفتاده است، در نتیجه این دیدارها و مصاحبه ها بیشتر در جهت یک مانور تبلیغاتی بوده که این خانواده های عزیز را از مصاحبه و گفتگو دلسرد کرده است
گروهی دیگر از خانواده های شهدا نیز از این قضیه گله مند هستند که برخی مسئولین ایلامی فقط به دیدار چندین خانواده که شهدایشان بیشتر از بقیه بر سرزبانها هستند، می روند و از بقیه غافلند، هر چند تمام شهدا عزیز و قابل احترامند، اما نباید از پدران و مادرانی که با خدا معامله کردند و فرزندانشان را در این مسیر فدا کردند، و حالا در تنهایی در روستایی و یا شهری به سر می برند غفلت نمود،
انتظار خانواده های شهدا فقط انتظار مادی و مالی نیست، همین سرکشی های ساده و با خلوص نیت می تواند دل آنها را بیش از هر چیز دیگری شاد کند،
و شاید یکی از عدم دلیل همراهی خبرنگاران واهمه داشتن مسئولین از اصل مطالبه گری رسانه ها باشد که با توجه به قولهایی که مسئولین با این خانواده ها در جهت رفع مشکلات آنها می دهند، اما بعدا به فراموشی سپرده می شوند و هیچ پیگیری به دنبال ندارد، و برخی مسئولین هم برای در امان ماندن از این مطالبه گری قید رسانه ها را میزنند
همگی مسئولین در صحبتهایشان از مدیون بودن به خانواده های شهدا حرف می زنند و حل مشکلات آنها را کمترین وظیفه ی خود می دانند، اما آیا این دیدارها واقعا دردی را از آنها دوا کرده یا فقط در حد چند عکس یادگاری و حرفها و احوالپرسی های تکراری خلاصه شده؟
بسیاری از خانواده های شهدا از تکرار این مکررات توسط برخی مسئولین خسته شده اند، اینکه عده ای بیایند منزل آنها و تکریم و حفظ یاد و نام شهدا را در چند عکس با خانواده ی آنها خلاصه کنند نه در شان این خانواده ها است و نه شهدای گرانقدر، خانواده های شهدا، مخزن گرانسنگی از خاطرات شهدای بزرگوار هستند که غفلت از این اصل مهم و رساندن هدف و رسالت آنها به نسل جدید، خسران بزرگی و جفا در حق شهدا و خانواده هایشان است، بسیاری از پدران و مادران شهدا کم کم دارند به فرزندان شهیدشان می پیوندند، در حالی که با سینه هایی پر از حرفهایی که هیچوقت بیان نشد از بین ما رفتند، نباید تکریم شهدا فقط به همین دیدارهای ظاهری و قول حل مشکلات خانواده های آنها خلاصه شود،
نظر عموم بر این است که خانواده های شهدا و ایثارگران به خاطر سهمیه هایی که دارند، در حال حاضر نه مشکل معیشتی دارند و نه اشتغال فرزندان!
در این مورد اشاره می کنیم به آمار بیکاری فرزندان شاهد و ایثارگر ایلام که طبق گفته ی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام در اردیبهشت ۱۴۰۰، تعداد ۵ هزار و ۴۲۰نفر نفر از فرزندان شاهد و ایثارگر استان ایلام بیکار هستند، رقمی که بسیار قابل تامل است و نشان می دهد که اگر سهمیه ای هم باشد، محدود و شرایط خاص خود را دارد، حوزه ی درمان بحث مهم دیگری است که بسیاری از این خانواده ها مخصوصا جانبازان و بویژه جانبازان شیمیایی و اعصاب و روان را با مشکلات گسترده ای روبرو ساخته است، هزینه های بالای درمان آنها و آسیبهایی که از لحاظ روحی و جسمی خصوصا در زمان کرونا متوجه جانبازان اعصاب روان و حتی اطرافیان آنها نیز می شود را کدام هزینه ی مالی می تواند جبران کند؟
سختی هایی که از لحاظ روحی و روانی پدرها و مادران شهدا در فراق فرزندانشان را تحمل کردند و حتی بعضیها هنوز هم برنگشته اند را کدام حمایت مالی می تواند جبران کند؟
اینکه برخی از مسئولین برای رسیدن به هدف و یا جایگاهی از اسم شهدا سوءاستفاده می کنند، بر کسی پوشیده نیست، اقدامی که خوشایند خانواده های شهدا هم نیست، مسئولین اگر واقعا می خواهند در مسیر شهدا قدم بردارند، بهترین اقدام و عمل، خدمت بی منت خالصانه به مردم است، نه اینکه بخواهند تمام ضعف و ناکارآمدی های خود را پشت اسم شهدا مخفی کنند
دریادداشت بعدی مفصل تر به این موضوع خواهیم پرداخت
- منبع خبر : طلیعه زاگرس


















Tuesday, 28 July , 2026