ترامپ و حامیان این فتنه‌ی خونین، با برنامه‌ریزی خود بر این باور و خیال بودند که روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و بدون ورود به جنگ نظامی، نظام اسلامی را سرنگون می‌کنند؛ غافل از اینکه مردم در ۲۲ دی نشان دادند با وجود اعتراضات اقتصادی اما همچنان وفادار به نظام و انقلاب هستند و برای همین آمریکا و طراحان این سناریو بار دیگر شکست خفت‌باری خوردند.

ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ بعد از فتنه آمریکایی-صهیونیستی در جریان اغتشاشات اخیر که منجر به شهادت جمع کثیری از هموطنان‌مان در اقصی نقاط کشور شد، حالا رئیس‌جمهور آمریکا بعد از روزهای پرالتهاب اغتشاشات {بعنوان یکی از اصلی‌ترین حامیان گروهک‌ها و تروریست‌های مسلح که چنین جنایتی را رقم زدند} خود وارد صحنه‌ی کارزار شده است.

ترامپ و حامیان این فتنه‌ی خونین، با برنامه‌ریزی خود بر این باور و خیال بودند که روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و بدون ورود به جنگ نظامی، نظام اسلامی را سرنگون می‌کنند؛ غافل از اینکه مردم در ۲۲ دی نشان دادند با وجود اعتراضات اقتصادی اما همچنان وفادار به نظام و انقلاب هستند و برای همین آمریکا و طراحان این سناریو بار دیگر شکست خفت‌باری خوردند.

و حالا ترامپ بعنوان مجرم اصلی این اغتشاشات، ناامنی‌ها، ناآرامی‌ها و آلوده به خون هزاران شهید ایرانی در حوادث دی ماه ۱۴۰۴، این بار بعد از شکست مفتضاحانه در فتنه آمریکایی-صهیونیستی دی ماه در ایران، در مصاحبه امشب خود، ایران را تهدید کرده تا توافق کند. اما توافقی که او از آن صحبت می‌کند، چیست؟ اگر بنا بر توافق است، تهدید چه معنا دارد؟ الزامات یک توافق چیست؟ آیا توافق با چاشنی تهدید همراه است؟

براساس اعلام منابع خبری معتبر، آمریکا و ترامپ به نقل از بن‌سلمان، سه شرط را برای ادامه مذاکره و توافق با ایران در نظر گرفته که هیچ‌کدام منطقی نیست. سه شرط عنوان شده، «غنی‌سازی صفر در خاک ایران»، «قطع همکاری با جریانات مقاومت» و «کاهش برد موشکی» است. هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد که در یک نبرد، دست برتر {برد موشکی} به طرف مقابل واگذار شود؛ آن هم در حالی که در جنگ ۱۲ روزه و با وجود این موشک‌ها چنین حملاتی به خاک ایران صورت گرفت و اگر قدرت موشکی ایران نبود، در همان جنگ ۱۲ روزه نتیجه به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.

غنی‌سازی صفر در خاک ایران از دیگر خواسته‌های تحمیلی ترامپ به ملت ایران است؛ که به معنای توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم در تاسیسات هسته‌ای است و اگر غنی‌سازی در خاک ایران صفر شود، پیامدهای بسیار گسترده‌ای در حوزه‌های سیاسی و حتی اقتصادی خواهد داشت. امروزه بسیاری از مباحث پزشکی ایران و در حوزه سلامت از این انرژی تأمین می‌شود و فناوری هسته‌ای از نقشی حیاتی و اساسی در ارتقای سلامت و پیشگیری از بیماری‌ها برخوردار است. براساس اعلام بولتن‌های علمی معتبر، امروزه پزشکی هسته‌ای ایران، سنگر درمان یک میلیون بیمار است و اگر غنی‌سازی صفر شود معلوم نیست تکلیف بیماران این حوزه چه می‌شود.

این در حالی است که برنامه غنی‌سازی اورانیوم به عنوان یکی از محورهای مذاکره و دست برتر ایران در میز مذاکرات تلقی می‌شود. لذا غنی‌سازی صفر درصد، عملاً دست برتر ایران در مذاکرات را از بین می‌برد و عملاً ایران را وارد بازی از پیش بازنده هدایت می‌کند. توقف کامل غنی‌سازی نه‌تنها منجر به کاهش فشار نمی‌شود، بلکه ممکن است با سلب ابزار چانه‌زنی، زمینه را برای خواسته‌های بیشتر و فشار مستمر طرف مقابل در سایر حوزه‌ها هم فراهم کند.

تمامی این موارد در حالی است که آمریکا به غیر از این موارد به دنبال تأمین سایر منافع خود در ایران است که نمی‌تواند در محافل عمومی آن را جزو شروط قلمداد کند؛ یکی از آن‌ها دسترسی به ذخایر نفت و گاز ایران است و می‌خواهد نفت ایران را تحت کنترل درآورد؛ چیزی که وزیر امور خارجه روسیه روز گذشته در مصاحبه‌ای در این زمینه گفت: «آمریکا به دنبال کنترل نفت ایران است».

آنچه مسلم است، ترامپ بعنوان رئیس‌جمهور مستکبر آمریکا تنها به دنبال غارت ذخایر کشورهای مستعد است و دیدیم که در ونزوئلا به بهانه مبارزه با مواد مخدر، نفت ونزوئلا را بالا کشید و حالا دیگر صحبتی هم از مبارزه با موادمخدر در سخنان ترامپ نیست. چیزی که ترامپ از ایران می‌خواهد «تسلیم شدن» است نه «توافق»… توافق باید یک معامله دو سر برد باشد؛ در غیر این صورت زورگویی است. ترامپ می‌خواهد با سیاست «تسلیم» بجای «مذاکره براساس منافع متقابل» ایران را به نقطه‌ای برساند که چاره‌ای جز پذیرش کامل و بدون قید و شرط خواسته‌های آمریکا نداشته باشد.

✍️الف ۹۸ – مرتضی سبزی