ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ رئیسجمهور امروز در اصفهان گفت: «گنج داریم ولی گرسنهایم». این جمله، پاسخی روشن و تلخ دارد اما پاسخ آن در ایلام، به یک واژه ختم میشود «مدیریت».
نه نبود منابع، نه کمبود فرصت، بلکه ضعف مدیریت است که ایلام را از درون تهی کرده است.
استانی که بر گنجهای طبیعی و انسانی نشسته، امروز مردمش با سفرههای خالی بیدار میشوند. ثروت هست، منابع هست، ظرفیت هست، اما تدبیر و برنامه نیست.
مدیرانی که باید موتور حرکت باشند، خود ترمز توسعه شدهاند. نتیجه آن است که ایلام، با وجود همه داشتهها، در فقر دستوپا میزند.
ایلام، قطب دامداری، کشاورزی، نفت و گاز است؛ اما از همه ظرفیتهایش فقط نامی مانده. ضعف تصمیمگیری، بیتوجهی به اولویتها، نبود نظارت و بیعملی مدیران باعث شده استان، سالها در چرخه تکرار وعدهها گرفتار بماند. پروژهها روی کاغذ کلنگزنی میشوند و در واقعیت در خاک رها میشوند.
گوشت در استانی که خود تولیدکننده است، به یک میلیون تومان رسیده؛ این نه کمبود، بلکه سوءمدیریت است. وقتی حلقههای زنجیره تولید تا مصرف بدون نظارت و برنامه رها میشوند، نتیجه همین است «فراوانی منابع در کنار فقر مردم».
مدیریت در ایلام بیش از آنکه برآمده از میدان کار باشد، اسیر میز و جلسه شده است. تصمیمها در سالنهای اداری گرفته میشوند، اما درد مردم در کوچهها شکل میگیرد.
این شکاف میان مسئول و مردم، همان شکافی است که گنج را از سفره جدا کرده است.
ایلام زندگی بالقوه دارد، اما مدیرانش بالقوه ماندهاند. آنها فقط درباره توسعه حرف میزنند، نه برایش برنامه میریزند. کارخانهها خاموش، راهها نیمهکاره، اشتغال در حد آمار، و سرمایهگذاری در حد وعده. مدیرانی که باید بیدار باشند، در خواب شعار غلتیدهاند.
بحران امروز ایلام اقتصادی نیست، مدیریتی است. استان مرزی که میتواند مرکز تجارت باشد، استانی که میتواند صادرکننده انرژی باشد، ولی برنامه و پروژه ها خاک میخورند. در این میان فقط مردم قربانی هستند؛ مردمی که هر روز با درد معیشت، بیکاری و بیاعتمادی دستبهگریباناند.
بله امروز مدیریت در استان ایلام بیجان است، بیبرنامه است، بیتعهد است. گنج را ندیدهایم چون مدیران فقط آمار را دیدهاند. سیاستها بدون اجرا، طرحها بدون پیگیری، و شعارها بدون نتیجه. ایلام از فقر منابع نمینالد، بلکه از فقر مدیریت می نالد.
- نویسنده : فرشته سنجیده


















Saturday, 26 September , 2026