وقتی در آستانه ۹۰ سالگی هنوز در پیله هوای نفس دربندی، قطعا نه تنها برای خود اعتباری نمی گذاری بلکه مایه زحمت و البته پوزخند و تمسخر دیگران نیز می شوی.

✍فرشته سنجیده

امروز پیاده شده گان قطار انقلاب، برای عبور دشمن صهیونیستی-آمریکایی از زمستان سختی که ملت مبعوث شده ایران اسلامی بر آنان تحمیل کرده اند، با تلطیف کردن واژه ها سعی در اهدا بهاری زیبا دارند.

بیانیه نویس هایی که در ایام سخت جنگ در پناهگاه ها بودند امروز روی زمین آمده اند و بجای همراهی ملت در میادین، دست به قلم شده برای بزک کردن دشمنی که قصدی جز تسخیر کشور و تحقیر ملت ندارد.

گرچه اغلب ملت ایران از سوابق کروبی و کروبی ها مطلع اند اما باید گفت: وضعیت امروز کشور ناشی از تضعیف بیش از ۲۱ میلیون رای مردم در آستانه دهه ۹۰ بود که با شورش همین افراد به یغما رفت و فرصت ها و قوای شکل گرفته از عظمت آن حضور حدود ۴۰میلیونی و رای ۲۱ میلیونی سوخت گردید.

آنانکه امروز بیانیه نویسی می کنند خود از زمره کودتا گرانی هستند که تلخی ها را بر ملت ایران چشاند، وضعیت سخت را تحمیل کردند و خود در اوج عافیت به تماشای مصائب ملت نشستند.

این افراد مبتلا به زوال عقل از مولا امام علی «ع» حدیث نقل می کنند بدون اینکه خنده اش بگیرد که خود با اعمال مجرمانه و خلاف امنیت ملی شان خون به جگر علی زمانه کردند تا جایی که جرائت ترور او و خانواده اش را به اربابان و کدخدای خود دادند!

از امام علی(ع) می گویند بدون اینکه اندکی در رفتار خود تامل کنند که برای اسلام، ولایت، انقلاب اسلامی ایران و امام شهید این ملت، بدتر  و شر تر از طلحه و زبیر و عمروعاص و دشمن صفتان دوست نمایی بودند که اسلام را شقه شقه کرده و زهرای مرضیه (س) را لای درب و دیوار لگد کوب کردند.

این افرادتا زمانی هم  بودند باز در عرصه سیاسی خیلی به چشم نمی آمدند اما امروز  طوری از صلح سخن میگویند که انگار نمی‌دانند که ایران جنگ را آغاز نکرده است و او فقط دارد بر اساس حق مشروع خود دفاع میکند، انگار نمی دانند که در بین مذاکرات همفکران و دوستان خودش دشمن با بمب و موشک جواب حسن نیت ایران را داد… حالا دارد برایمان از صلح سخن میگویند، طوری نامه نگاری کرده اند و به پای ترامپ افتاده اند انگار ایران به آمریکا حمله کرده است!

چه بایدگفت و چه باید کرد جز صبر و برادری و افسوس خوردن که امروز ناکسان عافیت طلب ترسو و مردود شده گان عرصه سیاست و دیانت در انقلاب، چون خار در چشم و استخوان در گلو شده اند.

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌