در جغرافیایِ پرمهر ایلام، این روزها سایه‌ی سنگینِ بیکاری بر شانه‌های نحیفِ جوانان، به بحرانی تبدیل شده که آینده‌ی این دیار را در هاله‌ای از ابهام و یأس فرو برده است. این، قصه تکراریِ پرغصه‌ی جوانانی است که در طوفانِ فقر و ناملایمات، جان‌سختانه به تحصیل روی آوردند تا با سلاح دانش، سدی در برابر تنگدستی بسازند و فردایی آباد برای خود و کشورشان رقم بزنند؛ اما گویی در میانه راه، تمامیِ درها به روی آرزوهایشان قفل شده است.

✍️ عبدل خزلی

مشاهده‌ی آنکه سرمایه‌های انسانیِ این مرز و بوم، به‌جایِ جوشش و پویایی، در بن‌بستِ سرخوردگی و بیماری‌های روحی گرفتار شده‌اند، داغی است که بر قلب هر ناظر منصفی سنگینی می‌کند.

تأسف‌بارتر اینکه، در حالی‌ که انتظار می‌رفت نهادهای اجرایی با اتخاذ راهکارهای عاجل — از جمله تسریع در چرخش نخبگان و کاهش سنوات خدمت برای باز کردنِ راهِ ورودِ جوانان به این انسدادِ معیشتی پایان دهند، شاهدِ رویه‌ای معکوس هستیم.

اصرار بر ماندگاریِ نیروهایی که دوران خدمت‌شان به کمال رسیده و فراتر از آن، استمرارِ حضورِ کارکنانی که باید راه را برای نسل نو می‌گشودند، نه تنها تداومِ یک رویه‌ی اداری نیست، بلکه نادیده انگاشتنِ حقِ حیاتِ نسلی است که برایِ شکوفایی، نیازمندِ فضای تنفس است.

این «انسدادِ شغلی»، دردی است که اگر درمان نشود، شور و سرزندگی را از نسلِ آینده‌سازِ ما دریغ خواهد کرد. ماندن در گذشته و دریغ کردنِ صندلی‌های مدیریتی و اجرایی از جوانانِ متخصص، ظلمی است که در حقِ عدالتِ اجتماعی و توسعه‌ی پایدارِ استان ایلام روا داشته می‌شود.

وقت آن است که با نگاهی به افقِ روشنِ آینده، با اتخاذ تدابیر قاطع و عادلانه، به این بی‌پناهیِ مزمن پایان داده شود. بیایید به‌جایِ تکثیرِ اندوه در میانِ تحصیل‌کردگان، بسترهای شکوفایی را فراهم آوریم؛ چرا که سرزندگیِ ایلام و پیشرفتِ ایران، در گروِ اعتماد به جوانانی است که چشم‌انتظارِ گوشه‌چشمی از سویِ تدبیرسازانِ امور هستند.

امید است با تغییرِ نگرش و گذار از سدِ عادت‌های اداری، شاهدِ روزی باشیم که دانش و تخصصِ جوانان، کلیدِ اصلیِ توسعه‌ی این دیار گردد.