سالروز شهادت حاج قاسم سلیمانی از راه رسیده و ملتی عاشق را در عزای خود فرو برده است.

برای هیچ یک از مردم ایران شنیدن خبر شهادت حاج قاسم قابل باور نبود، بهت و اشک تنها واکنش شنوندگان و عاشقان حاج قاسم در برابر این خبر شوکه کننده بود. هیچ کس باورش نمی شد او از میان ما رفته باشد و هنوز که هنوز است سایه نبودش بر سر ملت ایران و امت اسلامی در منطقه سنگینی کند.
داغی که بر دل ایرانیها گذاشته شد با هیچ اقدام نظامی ای خنک نمی شود و نشده است. اما رمز این ماندگاری حاج قاسم در اذهان این ملت چه بود؟

نماد مقاومت
قرار گرفتن حاج قاسم در راس فرماندهی سپاه قدس به عنوان تنها تشکل نظامی ایرانی و اسلامی مدافع مسلمانان مظلوم در سراسر جهان موجب شد تا وی بتواند با غیرت اسلامی و انسانی خود برای نجات نوع بشر در اقصی نقاط منطقه به ویژه غرب آسیا تبدیل به نماد مقاومت شود.
او با تعلیم شیوه های گوناگون به نیروهای آزادی بخش و آزادی خواه اسلامی خاصه اهل سنت، کوشید تا با اقتدار بخشیدن به ملت های مظلوم منطقه آنها را با کمترین امکانات نظامی تجهیز کرده و با باوراندن نصرت خفیه الهی برای اهل اسلام به ماندنشان در میدان مبارزه علیه صهیونیزم و زیاده خواهان مستکبر ترغیب کند.
ماحصل این اقدامات شکل گیری جبهه مقاومت در جای جای کشورهای اسلامی غرب آسیا بود که هم اکنون تبدیل به دست بالای انقلاب اسلامی برای بیرون راندن صهیونیست ها و آمریکایی ها شده اند.

نماد دیپلماسی فعال در برابر قدرت ها
شیوه ی کار حاج قاسم در مواجهه با قدرت های بین المللی نگاه از پایین به بالا نبود. او تلاش داشت قدرت ها را برای پیشبرد اهداف خود در کنار خود قرار دهد و در صورت نیاز نگاه از بالا به پایین خود را بر آنان تحمیل کند.
او اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در عرصه سیاست ورزی بین المللی به نمایش می گذاشت و در این بین نه مصلحت اندیشی می کرد و نه از موضع ضعف سعی در تعامل می نمود. در جریان آزادسازی حلب علی رغم توافق گروه تکفیری فتح الشام با مسوولان روسیه و ترکیه در ایران به فرماندهی سردار سلیمانی بود که توافق انجام شده را بر نتابید و با تحمیل اراده خود بر روس ها و ترک ها و سخنگوی سیاسی فتح الشام یعنی الجولانی امکان آزادسازی سه هزار شیعه تحت محاصره در فوعا و کفریای سوریه را فراهم ساخت و سپس اجازه خروج به نیروهای تکفیری به مقصد ادلب را داد.

ذوب در ولایت
او از جمله اشخاص تاریخ ساز در تاریخ ایران معاصر است که با رفتار انقلابی و ولایی خود مبلغ مبانی ولایت فقیه در بین دوستان و دشمنان شد.
وقتی خبر شهادت حاج قاسم منتشر شد و آن استقبال پرشکوه از پیکر وی در شهرهای ایران شکل گرفت همه دیدند که دوستداران نظام و مردم عادی ای که خود را درگیر مناسبات انقلاب نمی کردند برای او اشک ماتم ریختند.
علت این امر، عملکرد قابل قبول سردار سپاه اسلام در خیمه ولایت بود. او به آن چه که ولایت و رهبری گفته بود عمل کرد و تبدیل به اسوه و الگوی ارزشمندی برای نسل حاضر و نسل های آینده این کشور شد. سادگی و خلوص عمل وی در راه ایران و اسلام و ولایت باعث شد تا ملتی برای او اشک بریزند و برای از دست دادن وی متاثر و عزادار باشند.
باورش برای دشمنان سخت بود اما نوجوانان ایران برای او اشک ریختند و بذر محبت به ولایت با اشکهای خالصانه این نسل در دلهایشان آبیاری شد و همین نسل تبدیل به سربازان قهرمان ملت ایران و منتقمان خون سردار ایران زمین خواهند شد.

احترام به ملت ها و توسعه دیپلماسی برادری
هر کشوری می تواند در برابر کمک های مستشاری به دیگر کشورهای آسیب دیده از تروریسم یا جنگ داخلی، اقدام به استعمار و تشکیل زیر ساخت هایی برای استثمار آن کشور کند، اما سردار سلیمانی و نیروهای تحت امرش برادرانه برای دفاع از تمامیت ارصی کشورهای آسیب دیده از تروریسم پا در میدان نبرد گذاشتند و عاشقانه برای دفاع از ناموس مسلمین و مردم این کشورها جانفشانی کردند.
حاج قاسم در این راه قومگرایی و گرایشات مذهبی را کنار گذاشت و برای انسان ها دست بر ماشه سلاح ذاشت. یاری وی به ایزدی های سنجار در کردستان عراق، تا یاری برادران و خواهران اهل سنت در عراق و سوریه و سازماندهی دوباره آنها برای ایستادن در مقابل دشمن مشترک نمونه ای از این کارها بود.
اقدامات سردار سلیمانی تاریخ منطقه را به گونه ای رقم زد که همه بر حقانیت و نوعدوستی ایرانیان در مسیری که برگزیده اند مهر تایید می زنند.

  • منبع خبر : طلیعه زاگرس