در شرایط سخت اقتصادی حاکم بر جامعه امروز استان، گویا هیچ مقام مسئولی نیازی نمی بیند نسبت به مردم پاسخگو باشد!!

مردمی که از تورم، گرانی و اوضاع نامناسب معیشتی و تبعات منفی اجتماعی و فرهنگی ناشی از آن انتقاد دارند!

مردم انقلابی و شهیدپرور ایلام بجهت جلوگیری از موج سواری و سوء برداشت عوامل ضد انقلاب و دشمنان نظام، نجابت به خرج داده و سکوت اختیار کرده اند، اما پشت این سکوت دنیایی از پرسش، ابهام و انتقاد به مشکلات کنونی است

مردم دیگر پی برده اند، این حجم انبوه از معضلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مربوط به ضعف مدیریت و ساختارهاست، نه اصل انقلاب!

سبد معیشت کارگران ۲۰۰ درصد گران شده، چرا برای مسئولان سوال نشده که چطور خانواده یک کارگر با حقوق زیر ۲ میلیون تومان زنده است؟
داشتن یک خانه کوچک، یک ماشین پراید و شغل پایدار برای کارگران، و جامعه جوانان تحصیلکرده و بیکار استان آرزو شده است!!

با چنین شرایطی که حداقل ها برای کارگران و جوانان آرزو است، ثروتمندانی هستند که با پول های کلان سرمایه گذاری می کنند و زندگی لوکس و لاکچری دارند!!!

این یعنی شکاف طبقاتی بین غنی و فقیر بسیار زیاد شده است، سرمایه داران هر روز که میگذرد پولدارتر شده، حسابهای بانکیشان پر بارتر میشود و ضعفا و مستضعفین که صاحبان اصلی انقلاب هستند فقیرتر و محتاج تر!!

خانواده های کارگری، بازنشستگان و جوانان تحصیلکرده و جویای کار در استان زرخیز ایلام به دنبال سیاه نمایی، و پشت میز نشینی نیستند، دنبال کارگری صنعتی در استان نفت خیزشان هستند، توقع پوشیدن کت و شلوار برای نشستن پشت میز ریاست ندارند، ولی توقع سامان دادن به طرح های بزرگ آبی و بهره برداری از خاک حاصلخیز استانشان برای توسعه کشاورزی و ایجاد صنایع تبدیلی مادر بجهت خلاصی از فقر و بیکاری خود و سایر هم استانیهایشان را دارند تا شاید از این طریق دیگر مجبور به مهاجرت برای کارگری نشوند، یا گرفتار در بند بیماریهای روحی و روانی و یا بزه های اجتماعی، اینها همه واقعیات تلخ جامعه استان است!!

خودکشی، اعتیاد، طلاق، همسر و فرزند آزاری، کاهش باروری، افزایش سرقت و انواع دیگر بزه کاریهای اجتماعی همگی ماحصل فقر و فلاکت و بیکاری است!!

ماحصل تلاش مدیران ناکارآمد در کسب طلای تورم، شاخص فلاکت، عدم توسعه زیرساختهای اقتصادی و عمرانی در استان پر استعداد ایلام است که با این توان اندک مدیریتی هیچگاه به فعلیت نخواهد رسید!!!

آیا واقعا مسئولان می‌توانند با حقوقی که کارگران دارند زندگی کنند؟!
آیا مسئولین کت و شلوارپوشِ بی تدبیر، خود و خانواده هایشان میتوانند بدون بیمه، و حقوق ماهیانه زیر ۲ میلیون تومان با کمک یارانه و سبد معیشتی زندگی کنند؟!

آیا بچه های مسئولین و مدیران هم طعم بیکاری را چشیده اند یا با اخذ پایین ترین مدرک دانشگاهی با استمداد از سهمیه پدران مدیرشان صاحب ارث کرسی مدیریت در ادارات دولتی میشوند؟!

مدیران خود سبد به دست وارد فروشگاههای سطح شهر و بازارچه های میوه و تره بار میشوند تا با چشم مبارک قیمتهای نجومی اقلام مصرفی را روئیت کرده، دود از کله شان برخیزد؟! یا معمولا کارت شارژ شده ای در اختیار رانندگان شخصی خود و خانواده دارند که مثل کت جادویی موجودی آن تمام ناشدنی است!!!

آیا هیچ مسئولی کارت یارانه را برای گرفتن نان نسیه در نانوایی محل گرو گذاشته است؟ گوشت قرمز را سالی یکبار مصرف کرده؟ آن هم ۲۵۰ گرم؟ خرید مرغ را به استخوانها، سر و پایش محدود کرده است؟
کاش مسئولین استان از این آمارهای بالا بی تفاوت عبور نکنند و به خاطر داشته باشند این خانواده ها هم زنده هستند و حق زندگی دارند!!

برخی مسئولین پشت میز نشین و پرمدعای دولت فعلی در استان، تاکنون هیچ پاسخ و عکس العمل درخوری که برخواسته از تعهد، تخصص و توان مدیریت گرانی های اخیر در استان باشد را نداشته، و در برابر مطالبات به حق مردم استان سکوت اختیار کرده اند! پس چه موقعه می خواهند به دغدغه های رهبری در مباحث اقتصادی جامع عمل بپوشاند !!!

به راستی آیا پاسخ سکوت و نجابتی که مردم به خرج داده را با سکوت باید داد؟! یا با تلاش و انجام کار جهادی؟! عملیات عمرانی و توسعه زیرساختی های اقتصادی، تشدید نظارت بر بازار و انبارهای احتکار کالا؟ و یا رایزنی برای جذب بودجه و سرمایه گذار بخش خصوصی؟!!
این مسئول نماهای اتو کشیده!! به میزهای مدیریت خود چسبیده و به فکر حضور جهادی در عرصه مبارزه و تلاش نیستند! آنها با اصول مدیریت نوین بیگانه اند و تنها راه رسیدن به کرسی مدیریت را در رانت و بده بستانهای کثیف جناحی و جبهه گیری های کورکورانه حزبی و وابستگی های دیگر … میدانند!!!

  • نویسنده : عباس خزلی
  • منبع خبر : طلیعه زاگرس