خداوند به حاج قاسم آبرو داد آبرویی که باعث هویت بخشی به نسل امروز ایران ومایه آبرو وعزتمندی سایر منطقه شد.

خداوند به حاج قاسم آبرو داد آبرویی که باعث هویت بخشی به نسل امروز ایران ومایه آبرو وعزتمندی سایر منطقه شد.

روزی شیخ ابوسعید ابوالخیر نوه خود محمد بن منور را دید که در حال نگاشتن چیزی است. پرسید: چه می نویسی؟ پاسخ داد: شرح حال می نویسم. شیخ گفت: شرح حال نویس مباش چنان کن تا که شرح حالت را بنویسند.

این حکایت حاج قاسم سلیمانی است که عمری را در راه خدمت به ملت ایران و مردم منطقه اعم از مسلمان و مسیحی، شیعه و سنی، با ایمان و بی ایمان صرف کرد.
برای او این راه یعنی خدمت به خلق خدا بدون توجه به زواید دنیوی اش تنها راه رسیدن به خدا بود و برای همین رسیدن به هدف هایش با نشستن در پشت میز محقق نمی شد. کسی از او عکسی پشت میز کارش ندیده است، یا روی خاکریز بود یا خط مقدم یا خمیده بر روی نقشه های عملیاتی.
به قول خودش به دنبال گمشده اش در دشت ها و بیابان ها می گشت. وقتی حرف و عملت یکی باشد خداوند به تو آبرو می دهد و خدا به حاج قاسم آبرو داد. آبرویی که باعث هویت بخشی به نسل امروز ایران و مایه آبرو و عزتمندی سایر مردم منطقه شد.
حالا که عظمت وجودی و نفوذ معنوی او را خیلی از بدخواهان اسلام دیدند بی جهت نخواهد بود که برای بی ارزش کردن مسیر او مدام به مثل شغال ماجرا تراشی کنند و با عوامل خود فروخته داخلی خوش رقصی برای امثال آمریکایی ها بکنند.
زینب سلیمانی دختر حاج قاسم چه خوب گفت به آن جوانی که بالای داربست بر تصویر پدرش لگد می زد.
گفت: حاج قاسم نگران توست که از آن بالا نیفتی، مواظب خودت باش.
چه می توان در برابر این عظمت گفت و نوشت جز اینکه حاج قاسم نسل درگیر در دلخوشی های زودگذر، اسیر در قید و بندهای دنیا، سرگشته در هزارتوی بحران های اعتقادی و سیاسی را با شهادت خود زیر بیرق ولایت جمع کرد و به آنها یادآور شد شاگردان مکتب خمینی و خامنه ای چنین توان عظیمی در دگرگون کردن دنیا دارند.

  • نویسنده : فرشته سنجیده
  • منبع خبر : طلیعه زاگرس