آیا مأموریت دولت صرفاً پیگیری لوایحی است که پس از چند هفته، بی‌نتیجه و بی‌سرانجام، بازپس گرفته می‌شوند؟ آیا طرح‌های اقتصادی فقط ابزاری برای چند هفته آرامش روانی و سرگرم‌سازی رسانه‌ای‌اند؟

ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ این روزها صدای زنگ تلفن بسیاری از خانواده‌ها، آغازی است برای شنیدن صدای التماس: تماس‌هایی از سوی مؤسسات خیریه، با خواهش و اصرار برای کمک به هزینه درمان، معیشت، اجاره خانه، یا تامین جهیزیه. اگرچه نیت بسیاری از این نهادها محترم و دغدغه‌مندانه است، اما واقعیت تلخ پشت این تماس‌ها، چیزی جز رهاشدگی مردم در بحبوحه مشکلات اقتصادی نیست.

مدیران، مسئولان و حتی نمایندگان مجلس نیز حتماً با این تماس‌ها مواجه‌اند. اما پشت دیوارهای پرستیژ اداری و شماره‌های ناشناس‌پاسخ‌نداده، درکی از رنج هرروزه مردم باقی نمی‌ماند. کاش این تماس‌ها را می‌شنیدند، نه از سر ترحم، بلکه به‌عنوان زنگ هشداری که باید پاسخ جدی و ساختاری به آن داده شود.

اما سؤال اساسی اینجاست: نقش دولت چیست؟

دولت قرار نبود تماشاگر بحران باشد. در حالی که تورم افسارگسیخته است، قیمت اقلام اساسی هر روز بالا می‌رود، درمان برای بسیاری به رویای دست‌نیافتنی تبدیل شده، و اجاره مسکن عملاً میلیون‌ها نفر را در مرز بی‌خانمانی قرار داده است، مردم حق دارند بپرسند: برنامه شما چیست؟

آیا مأموریت دولت صرفاً پیگیری لوایحی است که پس از چند هفته، بی‌نتیجه و بی‌سرانجام، بازپس گرفته می‌شوند؟ آیا طرح‌های اقتصادی فقط ابزاری برای چند هفته آرامش روانی و سرگرم‌سازی رسانه‌ای‌اند؟

شما در زمان انتخابات گفتید: «مردم! گوشت کیلویی چند؟ خانه چند؟ ماشین چند؟»

حالا ما می‌پرسیم: آیا امروز می‌دانید گوشت کیلویی چند است؟

آیا از وضعیت درمان و اجاره‌خانه و تورم در بازار خبر دارید؟

مردم، معجزه نخواستند؛ برنامه خواستند. راهکار خواستند. مدیریت خواستند.

یک سال گذشت. حالا وقت پاسخ است.

اگر در این یک سال هنوز نتوانسته‌اید راه‌حلی پیدا کنید یا کارشناس قابل اعتمادی بیابید که بتواند برای این حجم از بحران‌ها نسخه‌ای بنویسد، پس این کابینه برای چیست؟ این بودجه‌ها برای کدام نیاز طراحی می‌شوند؟ مردم در فقر مطلق به‌سر می‌برند و گروه دیگری نیز هر روز بیشتر به مرزهای فروپاشی اقتصادی نزدیک می‌شوند.

صدای این تماس‌های خیریه، آژیر خطری است که مدام به صدا درمی‌آید. کاش دولت آن را بشنود، پیش از آن‌که خیلی دیر شود.

✍️ عباس خزلی