چطور ممکن است در قرن بیست‌ویکم، یکی از اصلی‌ترین محورهای استان هنوز بدون شانه، بدون روشنایی و بدون ایمنی باشد؟ مگر چند نفر دیگر باید قربانی شوند تا کسی از پشت میزهای نازک و صندلی‌های نرم بلند شود و کاری واقعی انجام دهد؟

ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ چند دهه است که مسئولان وعده می‌دهند، مصاحبه می‌کنند، پروژه افتتاح می‌کنند، اما مردم همچنان در جاده‌ها جان می‌بازند. جاده‌ها در این کشور، به نماد بی‌تفاوتی تبدیل شده‌اند؛ هر کیلومتر آسفالت، بر خاطره تلخ خانواده‌ای بنا شده که عزیزی را از دست داده است.

این دیگر بحث بودجه و زمان نیست؛ این یک خیانت مدیریتی است. سال‌هاست مرگ در مسیرهای جنوب استان ایلام تکرار می‌شود، اما به‌جای ساخت و اصلاح، تنها خبرسازی و حواله دادن مسئولیت دیده می‌شود. مردمی که مالیات می‌پردازند، سرباز می‌دهند، تولید می‌کنند، حق دارند جاده‌ای امن داشته باشند؛ نه مسیرهایی تاریک، باریک و بی‌دفاع که هر روز جان می‌گیرد.

چطور ممکن است در قرن بیست‌ویکم، یکی از اصلی‌ترین محورهای استان هنوز بدون شانه، بدون روشنایی و بدون ایمنی باشد؟ مگر چند نفر دیگر باید قربانی شوند تا کسی از پشت میزهای نازک و صندلی‌های نرم بلند شود و کاری واقعی انجام دهد؟

هر بار فاجعه‌ای رخ می‌دهد، و بعد سکوت؛ سکوتی که بوی مرگ می‌دهد. اما جامعه دیگر این سکوت را تحمل نمی‌کند. مردم، خسته از وعده‌های ده‌ساله و مناقصات بی‌پایان، خواهان اقدام فوری‌اند— اقدام واقعی، نه نمایش تبلیغاتی.

اگر این بی‌توجهی در هر استان دیگر بود، شاید تاکنون چندین وزیر استیضاح شده بودند. اما در حاشیه‌ها، جان انسان‌ها گویا ارزان‌تر است. باید بالاخره فهمید جاده فقط مسیر عبور نیست؛ جاده، خط ارتباط زندگی با توسعه است. وقتی جاده‌ها امن نیستند، یعنی کشور امن نیست.

تا کی باید جنازه‌ها را بشماریم تا کسی بپذیرد این بی‌عملی‌ها جان‌کُش است؟ مردم جنوب استان ایلام دیگر نه صبر دارند، نه دل شنیدن وعده‌های خشک. آن‌ها خواهان عدالت‌اند؛ عدالتی که از آسفالت شروع می‌شود، نه از سخنرانی.

✍️عبدل خزلی