نمی دانیم تا کی باید مدیران به اصطلاح انقلابی را در بدنه دستگاه های اجرایی و دولتی تحمل کنیم. کسانی که با ظاهرسازی ها و محافظه کاری های خود به فکر منافع مردم نیستند.
مگر نه این است که مدیر انقلابی باید به دور از هرگونه مصلحت اندیشی خود را وقف مردم بداند و به درد مشکلات مردم بخورد.
جلسات این مدیران تبدیل به جلسات تعریف و تمجید شده و تملق و چاپلوسی برای مدیران رده بالا از کارهای یومیه برای حفظ جایگاه سازمانی شده است. آیا به نظر شما می توان از چنین ساختاری انتظار عمل انقلابی و خدمت به مردم را داشت؟
رفتار و کردار این برخی مدیران به نحوی در طرز تلقی مردم از دستگاه های نظام تاثیر منفی گذاشته که وقتی چشم اندازهای دولت اسلامی در شیوه اداره ادارات و نحوه خدمت رسانی آنها را به مردم توضیح می دهند اغلب با نگاه عاقل اندر سفیه به ما می نگرند. چون معتقدند اگر قرار بر اجرای این افق ها باشد باید ادارات دولتی را یک بار از پرسنل فعلی خالی و دوباره به جذب کرامند دولت بپردازیم.
بیان این مسایل هر چند تلخ اما واقعیتی کتمان ناپذیر است. در چنین ساختاری کارمندان انقلابی به دلیل روحیه اسلامی و مردمی مجال رشد و ارتقای جایگاه ندارند و در صورتی که برای جبران آبروی جناح های سیاسی مجبور به دادن جایگاه اداری جدید به آنها شویم به دلیل قوانین فشل و عملکرد نامطلوب مدیران پیشین آبرویشان بر باد می رود تا برایشان اثبات شود که بین حرف تا عمل انقلابی فاصله از کجا تا ناکجاست.
ساختار نظام اداری کشور به قدری مریض و نیازمند جراحی است که به جرئت می توان گفت بقای نظام اسلامی و توسعه کشور وابسته به آن است و ضروری است تا دولت و مجلس با بررسی کارشناسی این معضل را هر چه سریع تر رفع کنند.
شیوه های جذب کارکنان دولت، توجه به الزام اعتقادی به اصل انقلاب و ولایت فقیه و داشتن روحیه خدمتگزاری با بیشترین حجم کاری و کمترین حقوق باید در نظام اداری کشور مورد بازیابی دقیق قرار گیرد.
درپایان ذکر این نکته ضروریست ریشه «مدیریتهای ترسو و محافظهکار» را باید در ناتوانیهای درونی و نفسشخصی مدیران جستوجو کرد، ریشهای که به گذشته افراد، وضعیت خانوادگی، جغرافیای محلی، فرهنگ قومی، سفرهای که برآن بزرگ شدهاند
- منبع خبر : طلیعه زاگرس


















Monday, 16 February , 2026