همشهری عزیز میدانم خستگی و فشار روانی این روزها از جهات مختلف به ما هجوم آورده است، کرونا، تورم، خانه نشینی، تعطیلیهای گسترده بازار و....

میدانم دیگر نه تنها کرونا که ماسکها هم نفسمان را گرفته اند…

میدانم تو هم مثل من دلتنگ شلوغی روزهای پایان سال و شادیهای دورهمی هستی…
میدانم منتظر بودی کرونا چند ماه بیشتر مهمان ما نباشد، اما حالا بیش از یکسال از این مهمان بد یمن می گذرد و هر کاری می کنیم دست از سرمان بر نمی دارد…

میدانم تو هم مثل من از اخبار تلخ و تکراری کرونا خسته شده ای…
میدانم تداوم این روزها برای همه ی ما سخت است…
میدانم خیلی از ما را کرونای لعنتی داغدار عزیزانمان کرد…
میدانم تو هم مثل من طناب صبرت در حال بریده شدن است…

اما میدانم که من و تو ساخته ی روزهای سخت و دردیم…
میدانم که من و تو شکوه و استواریمان را از قلاقیران زیبایمان می گیریم، و این بار این قلاقیران است، که شاهد شکوه و ایستادگی ما خواهد بود…

همشهری صبور هنوز زود است که سنگر ایستادن در مقابل کرونا را خالی کنیم …

ما مردمانی هستیم که مقاوم و صبور بودن ما در روزهای سخت زبانزد تاریخ این دیار است…

همشهری، کم نیاوریم که تاریخ، ما را ضعیف ندیده است، که طبیعت و کوههای استوار دیارمان به وجود ما در دامنشان همیشه به خود بالیده اند…

همه چیز رفتنی است، حتی کرونا…
پس کاری کنیم که با شادی و همراه با همه ی عزیزانمان از این گردنه ی سخت عبور کنیم نه با از دست دادن و جای خالی آنها…

چاره همچنان ایستادن و کم نیاوردن است…
اگر من و تو همچنان مقاوم باشیم، کرونا قطعا زودتر خواهد رفت…

  • منبع خبر : طلیعه زاگرس