افراد غیرمتخصص با چرب زبانی بودجه آسیب‌های اجتماعی را پارو می کنند، اما هیچ خروجی مثبتی به دنبال ندارند

شاید بحث خودکشی در استان ایلام برای خیلی ها ملال آور شده باشد، اما این آسیب تلخ اجتماعی همچنان در استان قربانی می گیرد و داغ های تازه تری را بر دل مردم استان می گذارد

قصه پر غصه خودکشی در ایلام سر دراز دارد و هر مسئولی آمد با اکتفا به داده های غلط آماری و تحقیقات و پژوهش‌هایی که استانداردهای واقعی یک پژوهش در آنها رعایت نشده بود و با کپی برداری و توسط افراد غیر متخصص که در ظاهر عنوان پژوهشگر را به یدک می کشند، سعی کردند کلیاتی ابتدایی و سطحی از این آسیب ارائه دهند و با جلسه درمانی های بی نتیجه نشان دهند که این موضوع برایشان مهم است و برایش بودجه اختصاص می دهند!!

بودجه هایی که به جیب به ظاهر پژوهشگرانی رفت که بعید می‌دانیم به بطن موضوع خودکشی از نظر علمی ورود کرده باشند، چرا که اگر این گونه بود قطعاً نتایجش باید در جامعه ملموس بود

در این که خودکشی دلایل متعددی از جمله، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی، و…دارد شکی نیست، و در اینجا داده ی قوی که بتوانیم بر آن استناد کنیم و بر اساس آن بیشترین علت خودکشی را بیان کنیم نداریم، اگر هم وجود داشته باشد به جرات می توان گفت از واقعیت دور است چرا که باز هم برگرفته از همان پژوهش های کهنه و تکراری و کپی شده ای است که سالهاست دارند با اندکی تغییرات تکرار می شوند

و اما سوال ما اینست ؟ متولی و مسئول رسیدگی و موشکافی این آسیب در استان چه کسی است؟ آیا تا به حال هزینه های سرسام آوری که به جیب عده ای به نام مددکار و پژوهشگر رفت توانست به شناخت ابعاد گسترده خودکشی در ایلام کمکی کند؟
آیا همچنان باید شاهد مددکاران و پژوهشگرانی باشیم که با چرب زبانی بودجه رسیدگی به این معضل را درو می کنند اما آنچه که تحویل می دهند فقط شبیه یک گزارش پیش پا افتاده اداری است؟
مثل اینکه سالهاست موضوع خودکشی ایلام برای برخی در لباس مددکار و پژوهشگر به عنوان منبع درآمدی تبدیل شده است و بعد از جلب اعتماد مسئولین امر، پول خود را به جیب می زنند و هیچ دغدغه ای نسبت به خودکشی در ایلام ندارند،
چه کسی پاسخگوی این وضعیت است؟ آیا زمان پاسخگویی به افکار عمومی در این خصوص و گزارش شفافی از بودجه های اختصاص داده شده به این به اصطلاح تحقیقات علمی بدون نتیجه، فرا نرسیده است؟!
آیا زمان آن نرسیده است که کار را باید به کاردان سپرد؟
مدیران اجتماعی و فرهنگی و دانشگاهی استان آیا نمی خواهند در ریشه یابی علمی و اصولی و صحیح این مشکل اقدامی اساسی انجام دهند؟
آیا همچنان می خواهند به پژوهش‌های فرسوده و بی اعتبار اکتفا کنند؟!
آیا همچنان مدیرانی باید در جایگاه اجتماعی و فرهنگی استان باشند که نگاهها و ایده آنها نسبت به این آسیب شکست خورده است و دیگر جواب نمی دهد؟!

نکته ای دیگر اینکه گویا دو خودکشی اخیر در استان که یک زن و شوهر بودند و به فاصله کمی بخاطر فقر اقدام به خودکشی کردند،
روزهای سخت و نفس گیر معیشت بویژه برای قشر پایین جامعه بر کسی پوشیده نیست، خانوارهای زیادی هستند که دیگر تحمل تورم را ندارند و یا با بیکاری پدر خانواده روبرو هستند و عملا درآمدی ندارند، کاش مسئولانی که در زمان انتخابات گویا دست به خیرشان بیشتر دیده می شود و بذل و بخشش می کنند در این شرایط سخت معیشتی هم به فکر این اقشار ضعیف بودند و حداقل اجازه نمی دادند سفره شان عملاً خالی بماند و پیگیری های لازم را مثل روزهای انتخابات انجام می دادند!

آنچه که مسلم است این است که خودکشی فقط جان یک نفر را نمی گیرد و یا چند نفر از خانواده ای را عزادار نمی کند، بلکه دارد فراتر از یک آسیب خود را نشان می دهد و عواقب روحی و روانی بسیار بدی را در جامعه به دنبال خواهد داشت که اگر متولیان فرهنگی و اجتماعی و امور خانواده در استان همچنان برای واکاوی این آسیب و درد بزرگ بخواهند کار را به افراد غیرمتخصص که سالهاست به عنوان پژوهشگر و مثلا مددکار فعالیت می کنند و هیچ خروجی مثبتی جزء برگه سیاه کردن از آنها ندیده ایم بسپارند، قطعاً باید منتظر روزهای بدتری باشیم

همه آنهایی که به هر دلیل در برکناری و عزل مدیران آویزان و بی انگیزه و ترسو اهمال و تعلل و سستی می کنند، به نوعی خود در تداوم نالایق گزینی و ناکارآمدی و سوءمدیریت چنین مدیرانی شریک هستند

  • منبع خبر : طلیعه زاگرس