گفتگوی صمیمی با خانم” صبریه رازی” از خیرین استان ایلام و مسئول خانه داوطلبان هلال احمر
کار بنده از اوایل انقلاب و با تشکیل کمیته امداد همراه بود که در ایلام با توجه به روحیه پر جنب و جوش من به همراه چند نفر دیگر به عنوان عضو شورای مرکزی کمیته امداد انتخاب شدم و با شناخت افراد نیازمند شهر ایلام کارمان را شروع کردیم که بعد از شناسایی مددجویان و شکل گیری کمیته امداد، جنگ شروع شد و ما به عنوان امدادگر وارد جنگ شدیم و به مدت سه سال و شش ماه در بیمارستان و نقاهتگاهها فعالیت داشتیم و بعد وارد بنیاد امور مهاجرین جنگی شدم که در آنجا با افرادی سر و کار داشتیم که هم زندگی شان را از دست دادند و هم آواره شده بودند و نیاز به دلجویی و حمایتهای مالی داشتند که در آن بنیاد تا حدودی توانستیم در خدمت آنها باشیم
خانم رازی در ادامه گفت: سال ۶۲ بنابر ضرورت زندگیم به شهر قم مهاجرت کردم و در آموزش و پرورش پذیرفته و در مدارس قم مشغول به تدریس شدم، اولین چیزی که در کلاس درس توجهم را به خود جلب می کرد کفش دانش آموزان بود که بر اساس آن متوجه می شدم کدامشان نیازمند است و چون نمی خواستم دانش آموزان مستقیم و از نظر روحی اذیت شوند از ابتدای مهرماه صندوق همدلی در کلاس می گذاشتم و از بچه ها می خواستم تا عید نوروز در حد توان هر مبلغی که می توانند به آن بریزند و در عید نوروز با آن پول یکسری خرید برای دانش آموزان نیازمند انجام می دادم و هدایا را با حضور در خانه آنها به آنها می دادیم و کسی هم خبر نداشت
آنچه که باعث مداومت بنده در مسیر کارهای خیر بود به ماجرای یکی از دانش آموزان من که افغانی بود برمی گردد، دانش آموزی که در سر کلاس احساس می کردم ناراحت است و فقط جسمش در کلاس است که بعد از پرسیدن دلیلش از او عنوان داشت که خونه ما دچار آتش سوزی شده و الان خانواده ام در محل سوخته شدن خانه هستند و همانجا مانده اند، با آن دانش آموز به محل خانه شان که سوخته بود رفتم (آن زمان جزء ستاد تربیتی مدرسه بودم) وقتی رفتم و خانواده ش را در آن صحنه دیدم بسیار برایم دردناک بود که بنده به واسطه دوستی که در قم داشتم و کارخانه دار هم بودند وسایل مورد نیاز آنها تا عصر همان روز تامین شد، آن روز شادی وصف ناپذیری برای آن خانواده رقم خورد، خودم هم اشک شوق ریختم و به آرامش رسیدم و بعد از آن ماجرا خوابی دیدم که مرا مصمم تر کرد که کارهای خیرم را گسترش دهم
در سال ۷۴-۷۳ از قم به ایلام بازگشتم و شروع به شناسایی نیازمندان در ایلام کردم و از خیرینی که در اطرافم بودند و اقوامی که پولدار بودند پول جمع می کردم و برای نیازمندان هزینه می کردم، از طریق یکی از دوستان با خانه داوطلبان هلال احمر آشنا شدم و از سال ۸۵ تا به امروز مسئول این خانه هستم
خانم رازی ادامه می دهد: که در این راه پر فراز و نشیب خیلی وقتها خدا را دیدیم و به کمکمان آمد، ما فقط برای آرامش دل خودمان کار می کنیم، وقتی یک بچه یتیم به ما لبخندی می زند و یا وقتی یک زن بی پناه که چشم به در دوخته و منتظر آمدن دست خیری است و ما می توانیم چیزی به او بدهیم برای ما یک دنیا ارزش دارد، من با گریه این افراد گریه کردم و با خنده شان خندیدم
هزینه های ما توسط خیرین در داخل و خارج استان تامین می شود و بیشتر حمایت از خارج استان است، مسئولین با ما ارتباط نمی گیرند، البته خودم هم نزد مسئولی نرفتم، از ابتدای کرونا تا الان بدون وقفه هر روز توزیع سبد داریم، در شرایط گرانی فعلی ارزش هر سبد بین ۶۰۰ – ۵۰۰ هزار تومان است که خیلی زیاد شده
خانم رازی در مورد نحوه شناسایی نیازمندان عنوان داشت: خط تلفن ما در اختیار مردم است و آنها موارد را به ما معرفی می کنند و ما هم برای بازدید می رویم که در صورت نیازمند بودن به آنها کمک می کنیم
من خودم معلم هستم
هرگز برای دیده شدن کار نکردم می خواهم فقط را دلی شاد کنم هر کس می آید در این زمینه فعالیت کند باید تمام تعلقات مادی خود را کنار بگذارد، بنده هر وقت به خانه مددجویی می روم سعی کردم طوری لباس بپوشم که حسرت لباس مرا نخورد، باید تعلقات مادی را پایین بیاوریم راضی به رضای خداوند باشیم و زیاده خواهی نکنیم
خانم رازی در پایان در خصوص محرومیت در ایلام عنوان داشت: محرومین ما دارند روز به روز محرومتر می شوند و مخصوصاً در حوزه زنان بدسرپرست خطرات و آسیبهای زیادی را داریم که اگر نهادهای حمایتی بتوانند اینها را راحت تر تحت پوشش قرار دهند در حل مشکلات آنها تاثیر گذار است
- منبع خبر : طلیعه زاگرس


















Saturday, 20 June , 2026