سالهاست که ایلام را به عنوان پایتخت خادمین حسینی می شناسند…
سالهاست که این مردم در روزهای اربعینی تمام قد به احترام عاشقان حسینی ایستاده اند و تمام وجودشان را در مسیر عاشقی اربعین هزینه کرده اند…
ایلام دیار شگفتی سازان دفاع از وطن، دیار سرداران شجاع و نترس، دیار مردان و زنان غیور که عشق به این آب و خاک را نه با ادعا که در میدان عمل ثابت کردند و حالا هم مدال افتخار خادمین حسینی را بر گردن آویخته اند
تهیه گزارش های اربعینی همیشه ویژگی و جذابیتی خاصی برایم دارد، از جنس گزارش هایی است که از دل و جان بر می آید و با تمام وجود برایش وقت می گذاری،
دیروز نیز به قصد تهیه گزارش و حال و هوای اربعین و زائران کربلای معلی عازم مهران شدیم،
ناگفته نماند که دلهره هایی نیز همراهمان بود، از جمله شلوغی و خطر کرونا، بسته بودن مسیر که به هرحال راهی شدیم و به اولین خروجی از ایلام در مهدی آباد که رسیدیم با انبوه خودروها روبرو شدیم که نیروی انتظامی سعی در بازگرداندن آنها داشت و زائرینی که فقط به کربلا رفتن فکر می کردند و نمیتوانستند خود را قانع کنند که بعد از طی کردن این مسیر طولانی، حالا باید بازگردند و حتی عنوان می داشتند که چطور تا اینجا همه مسیرها باز بود و کسی مانع نشد، اما حالا که به نزدیک مهران رسیدیم مانع می شوند که البته به نظرم حرف شان هم منطقی بود
بعد از رد شدن از خروجی مهدی آباد به سمت مهران حرکت کردیم آنچه در مسیر جلب توجه می کرد، پیاده روی چندین نفره و گروهی جاماندگان اربعین بود که با عَلَم های سبز و مشکی و قرمز بر روی دوش خود ارادت خود را به سیدالشهدا نشان می دادند، بعد از طی کردن مسیر و رسیدن به مهران به فرمانداری مهران برای شرکت در جلسه ستاد اربعین رفتیم، که در آنجا بحثهای زیادی برای برنامه ریزی و هماهنگی برای خدمت رسانی بهتر به زائرین انجام گرفت، شاید یکی از حواشی جلسه ستاد اربعین، تذکرات آقای استاندار و سردار شاکرمی فرمانده سپاه استان به برخی مدیرانی بود که انگار از فضای جلسه خارج بودند و بیشتر متوجه گوشی های همراهشان بودند!! که البته تذکر به جایی بود چرا که شرایط مهران و استان ویژه است و باید تمام حواس خود را بر آن تمرکز کرد
بعد از اتمام جلسه ستاد اربعین به همراه فرمانده سپاه به بازدیدهای میدانی از شهر مهران رفتیم و در جریان نحوه خدمات رسانی به زائران قرار گرفتیم
آنچه در این میان بسیار جلب توجه کرد، بی تابی جمعیت زائران برای رد شدن از مرز بود که وقتی هر مسئولی را می دیدند تنها خواسته ی آنها باز شدن مرز و رفتن به کربلا بود، دلهای بی تابی که حتی کرونا هم نتوانسته بود سد راه آنها شود، دلم برایشان به درد آمد که با این که خسته ی راه و این مسیر طولانی بودند، اما همچنان چشم انتظار بازگشایی مرز بودند…
بعد از خوردن یک ناهار هر چند مختصر و ساده سربازی بود اما در میان حال و هوای اربعین و زائران منتظر بسیار هم چسبید، به طرف پایانه مرزی به راه افتادیم، که در بدو ورود به آنجا رفتار بسیار خوب مامورین نسبت به خبرنگاران و اجازه ورود به آنها بسیار قابل تقدیر بود
بعد از ورود به پایانه مرزی چهرههایی را دیدیم که جز زیارت و دیدن حرم حسینی تقاضایی دیگر نداشتن، بچه های کوچک، پیر و جوان، زن و مرد از هر قومیتی با لباسهای مشکی بر تن و گاهی نیز با خواندن نوحه و نوای حسینی خود را آرام می کردند…
چقدر دوس داشتیم به عنوان میزبان کاری برایشان انجام دهیم چیزی که خواست قلبی مسئولین هم بود ولی چاره ای جز تبعیت از قانون نداشتیم…
در گوشه ای از پایانه موکب عقیدتی و سیاسی نیروی انتظامی بر پا بود که در آنجا دمنوش تهیه و به مردم می دادند و روحانیونی که آنجا بودند مشغول راهنمایی زائران بودند
بعد از تهیه فیلم و عکس و گزارش در مسیر بازگشت به پل زائر که رسیدیم فرمانده انتظامی سردار القاصی مهر وهمکاران وی را دیدیم که در حال متقاعد کردن زائران غیر مجاز برای برگشت به شهرهایشان بود که با اعتراض زائران مواجه شد..
یک روز کاری در کنار زائران چشم انتظار حسینی را در مرز مهران سپری کردیم، یاد سالهای گذشته که می افتادم بغض گلویم را میگرفت که چقدر دلم برای آن روزها تنگ شده بود، چقدر دلم برای شلوغی جاده تنگ شده بود، چقدر دلم برای آن همه موکب و پذیرایی بی منت از زائران حسینی تنگ شده بود…
خدایا اربعین سال آینده مهمانان ما را به دیارمان برسان و به باز هم توفیق خدمت گزاری در این مسیر را عطا کن…
الهی آمین
- منبع خبر : طلیعه زاگرس


















Wednesday, 24 June , 2026