یادش بخیر نوحه های آهنگران برای خودش دنیایی دگر داشت

از نوحه ی “با نوای کاروان بار بندید همرهان این قافله عزم کرببلا دارد” تا نوحه دلتنگی های بعد از جنگ که این گونه می خواند:
“رفیقانم دعا کردند که سرگردان بمانم” ….
اما در میان اين همه نوحه یکی از آنها حس وحال دیگری داشت و آن نوحه ی:
“ای از سفر برگشتگان کو رفیقان ما کو عزیزان ما” بود

امروز که باز فضای استان ایلام به نام نامی سه هزار شهید معطر شده است دوباره از “سفر برگشتگان” حکایت دوستان و یاران مان را می پرسیم

از آنانی که سرمای چند درجه زیر سفر بلندای کردستان و شاخ شمیران، گرمای خوزستان و چنگوله را تجربه کردند
گاهی برای وضو با تانکر های یخ زده مواجه می شدند و نمی توانستند آتشی روشن کنند چرا که دود مقرشان را در معرض دید دشمن قرار می داد و گاهی گرمای آب از گرمای دوش داغ حمام ها هم گرم‌تر می شد و قالب های یخ همچون مواد سرخ کردنی که در داخل روغن صدای شان بلند است از ذوب در آب نعره می زدند

آن از سفر برگشتگان خود نیک می دانند که بازماندگان بیش از هر کسی دلتنگ یاران خویش هستند و هنوز خیلی ها دلخوش به زندگی کردن مابقی عمر با خاطرات شهیدان می باشند

بسیاری دوست دارند حکایت رزم ودلاوری شان را برای نوادگان خویش چون اساطیر واقعی زمانه ما باز گویند تا برادر زاده ای بداند عمویش کی بوده است؟ خواهر زاده ای بداند داییش چه روزهای سختی را سپری کرده است
دختری که خود الان بچه هایش به خانه بخت رفته اند و فقط تصویری از یک پدر دارد بداند پدرش کیست تا داستان پدربزرگ را برای نوه هایش باز گوید تا نوه ها بدانند قصه سیمرغ و کوه قاف افسانه نیست
چه بسیار بودند کسانی که در قلاویزان و کله قندی از عشق کوه قاف ساختند و از خود گذشتند و به خدا رسیدند
آری ای از سفر برگشتگان می دانیم رفیقان ما کجایند اما دوست داریم این بار باز هم بخوانیم:
“ای از سفر برگشتگان باز گویید حکایت رفیقان خود و عزیزان ما”…

  • نویسنده : محمد رستمی
  • منبع خبر : طلیعه زاگرس