مادران شهدا نماد صبر زینبی در تمام سالهای دوری از فرزندشان هستند، بویژه مادرانی که سالهاست فرزندشان پر کشیده اما دریغ از نشان و مزاری که که بوی فرزندشان دهد، مادران شهدا سالهاست چشم انتظار یوسفشان هستند اما دریغ از پیراهنی…
امروز در حاشیه کنگره بزرگ سه هزار شهید استان ایلام با مادر شهید” نورمحمد بابایی” گفتگویی کوتاه داشتیم
مادری که ۳۳ سال است چشم انتظار بازگشت پسرش است
💥مادر شهید بابایی در این گفتگو گفت: شهید بابایی ۱۷ سالش بود که از علاقه اش به رفتن به ارتش سخن گفت و گفت که خواب دیده ام یا اسیر می شوم و یا مفقودالاثر و یا شهید
مادر شهید گفت: ۳۳ سال است که منتظرم که خبری از پسرم برسد، تمام این سالها را با گریه گذراندم، پدر شهید بعد از عمری چشم انتظاری به رحمت خدا رفت، آن روز که ایشان فوت کردند شهید گمنام آورده بودند، من هم رفتم، اما باز هم “محمد” جز شهدا نبود و وقتی برگشتم خانه تا غذا برای پدرش درست کنم، پدرش دیگر فوت شده بود
این مادر بزرگوار در ادامه می گوید: من هیچ چیزی نمی خواهم، فقط می خواهم پسرم پیدا شود و نشانی از او را برای من بیاورند، هر چند همه ی این شهدا پسر من هستند و هیچ فرقی برای من ندارند اما فقط منتظر نشانی از پسرم هستم
مادر با بیان این که پسرش نامزدی کرده بود و لباس نامزدیش هنوز هم در خانه است بیان داشت: ما پسرمان را در راه خدا و امام داده ایم، ناراحت نیستم چرا که برای خدا و اسلام رفته است، اگر حالا هم اتفاقی بیفتد خودم هم حاضرم بجنگم
او می گوید: هر وقت یادواره شهدا و یا تشییع شهدا باشد حتما می روم، انگار یکی به من می گوید که به این مراسمات بروم
او از خوابی می گوید که چند وقت پیش دیده بود که پسرش به خوابش می آید که شال سبزی بر گردن دارد و به او می گوید مادر چرا ناراحتی؟
لازم به ذکر است در ابتدای این گفتگو این مادر را دیدم که در جایگاه خبرنگاران نشسته بود، سراغش که رفتم با بوسه بر سرم مرا شرمنده خود کرد و گفت تو هم دختر منی، همه کسانی که اینجا هستند، اولاد من هستند، اینجا نشسته ام شاید کسی نشانی از فرزندم را بدهد..
و چشمان مادری که همچنان منتظرند…
به امید بازگشت همه ی یوسف های مهاجر…
- منبع خبر : طلیعه زاگرس


















Tuesday, 23 June , 2026