13 دی ماه 98 را باید در تاریخ سیاسی ایران روزی سرنوشت ساز دانست

13 دی ماه 98 را باید در تاریخ سیاسی ایران روزی سرنوشت ساز دانست، نه تنها سرنوشت ساز بلکه مسیر ساز. فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی که به عنوان مهمان دولت عراق با استقبال شهید ابومهدی المهندس از فرماندهان ارشد حشد الشعبی این کشور برای رایزنی در مسایل منطقه ای و رساندن پیام ایران به سران عربستان سعودی وارد فرودگاه بغداد شده بود، ساعت یک و 20 دقیقه بامداد بعد از هفت کیلومتر فاصله گرفتن از فرودگاه بغداد توسط پهپاد و بالگرد دولت تروریست آمریکا مورد حمله قرار گرفته و به همراه همرزمانش به شهادت رسید.

خبر برای مردم ایران و عراق و رزمندگان جبهه مقاومت بسیار شوکه کننده و غیر منتظره بود. دولت عراق در نخستین اقدام خود برای پاسخگویی به ترور فرماندهان ایرانی و عراقی با تشکیل جلسه توسط مجلس این کشور قانون خروج ایالات متحده از آمریکا را تصویب و ابلاغ کرد که البته شیوه تصویب آن در کانون توجه رسانه های ایرانی و عراقی و منطقه ای نیز قرار گرفت.

باورش شاید سخت باشد اما مطلبی که با طرح آن به عنوان « انتقام سخت» ، رنگ حقیقت به خود گرفت و نشان داد استراتژی نظام اسلامی برای کسانی که شاید مخالف آن باشند اما به عنوان حامی ارزش های ملی خط فکری انقلاب اسلامی، شناخته شده می باشد و در این ایدئولوژی ماجرا بدون انتقام پایان نخواهد یافت.

شهادت سردار سلیمانی خون ایرانی ها را از تمام سن ها و گرایشات چنان به خروش آورد که فرزندان نیروهای مسلح کشور را برای گرفتن انتقام سخت وعده داده شده مصم تر و آمادگی ورود برای یک جنگ تمام عیار در سطح منطقه استوارتر کرد.
از ساعات اولیه انتشار خبر شهادت سردار سلیمانی رصد اطلاعاتی و نظامی آمریکایی ها در منطقه شدت گرفت و همه تحرکات زیر ذره بین نیروهای مسلح رفت. واکنش آمریکایی ها در منطقه اعلام آماده باش به پایگاه های نظامیشان بود و با اعزام سه هزار سرباز تازه نفس به منطقه در صدد عملیات روانی برآمدند.
کشورهای اروپایی هر چند با موضع گیری در قبال شهادت سردار سلیمانی این عمل را تایید کردند اما در خفا انتقادات خود را علیه ترامپ متمرکز کرده و این اقدام را نوعی جنگ افروزی دانستند.

ساعات برای آمریکایی ها با استرس سپری می شد تا اینکه ترامپ برای بازداشتن ایران از اقدام نظامی علیه خود تهدید حمله به 52 نقطه نظامی و فرهنگی ایران را بر زبان راند. امری که واکنش جهانی را برانگیخت و بر حماقت وی در خصوص مسایل سیاسی و نظامی مهر تایید زد، چرا که آمریکا خود یکی از امضاء کنندگان پیمان 1968 منع حمله به آثار فرهنگی در شرایط جنگی است.
فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران امیر سرلشکر موسوی بلافاصله در پاسخ به ترامپ گفت: « به زودی 5 و 2 را برایت تفسیر می کنیم. » که با اجرای عملیات سلیمانی با رمز یا زهرا(س) معنی آن مشخص شد و در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
دولت ترامپ در سردرگمی شدیدی گیر افتاده بود. از سویی به دلیل عدم حمایت هم پیمانان اروپایی و منطقه ای اش و سکوت مرگبار اسرائیل و عربستان سعودی در قبال این تصمیمات امکان یارگیری برای شرایط بعد از وقوع جنگ را نداشت و دوم اینکه بر اساس دکترین امنیتی و نظامی آمریکا وی حق ورود به جنگ را به دلیل بدهی های بالای خارجی اش نداشت.

اما عین الاسد همان پایگاهی بود که ترامپ سال نو میلادی گذشته را به همراه همسرش به صورت مخفی کنار سربازانش جشن گرفته بود. این پایگاه که بیشتر به یک شهر نظامی شبیه بود، سینما، فروشگاه و پارک تفریحی داشت. محل دپوی تجهیزات نظامی آمریکایی ها در عراق بود، ده ها فروند بالگرد و هواپیمای ترابری و جنگنده در آن آشیانه داشتند. مرکز فرماندهی نیروهای آمریکایی در مثلث عراق، سوریه و اردن بود و اتاق هدایت پهپادهای جاسوسی در آن استقرار داشت.

حالا آمریکا به جای دریافت پول این پایگاه نظامی از عراق یک مشت خاکستر تحویل گرفته است. ضربه به حدی شدید و غیر قابل باور برای جهان بود که آمریکایی ها شرمگین و شوکه از شکستن هژمونی قدرت پوشالی شان سعی کردند تا از مخابره هرگونه خبر تلفات در رسانه های همسو با خود جلوگیری و اقدام ایران در اعلام تعداد کشته ها را یک بلوف جلوه دهند. شبکه های وابسته و هم پیمان آمریکایی ها مدام با استفاده از تاکتیک خبری و روانی « دروغ بزرگ » برای جلوگیری از آبروریزی بیشتر تلاش می کردند. منافقین مستقر در پایگاه لیبرتی لهستان مدام کامنت های دروغ را پای اخبار شبکه های اجتماعی این خبرگزاری ها می نوشتند اما واقعیت چیز دیگری بود.
آمریکایی ها به هیچ رسانه عراقی اجازه نزدیک شدن به پایگاه عین الاسد را ندادند. منابع خبری عراق از پرواز مداوم بالگردهای امدادی در اطراف این پایگاه خبر می دادند.
از سوی دیگر پایگاه جاسوسی اربیل نیز که مورد حمایت دولت مسرور بارزانی بوده و فعالیت می کرد نیز متحمل خسارات سنگین شد و تا مدتها بازوی اطلاعات فنی آمریکایی ها و اسرائیلی ها در آن منطقه از کار خواهد افتاد.
دنیا با مخابره خبر موشک باران پایگاه آمریکایی عین الاسد توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بهت فرو رفته بود. کسی باورش نمی شد ایرانی ها بتوانند به آمریکا پاسخ نظامی بدهند. اوضاع به حدی غیر قابل باور شده بود که برخی معتقد بودند ایرانی ها یک پایگاه خالی را زده اند. اما پس از تایید خبر توسط ترامپ ورق جور دیگری برگشت. حالا ایران یک قدرت جهانی است که در مقابل تجاوزهای خارجی ساکت نمی نشیند و پاسخ هر یک موشک را با 10 موشک می دهد. آمریکایی ها دو موشک به سمت فرمانده و سربازانش شلیک کردند و در عوض 22 موشک نصیبشان شد. 17 موشک به عین الاسد خورد و 5 موشک به اربیل.
رسانه ها بلافاصله اعلام کردند« آمریکا خاورمیانه را از دست داد» و قدرت نظامی ایران را تحلیل و با ادعاهای آمریکایی ها مقایسه کردند. در این عملیات حتی یک موشک ایرانی توسط پدافند آمریکایی ها را ساقط نشد و موشک ها با دقا اصابت نی به ساندیس فقط در محل استقرار نیروهای آمریکایی عین الاسد فرود آمدند و سربازان ائتلاف غیر آمریکایی صدمه ندیدند.
در این اوضاع که اقتدار ایران وسپاه پاسداران را به نمایش می گذاشت تلویزیون ایسلند و سی ان ان با نمایش تصویری از یک شی پرنده بر آسمان تهران در جریان تشییع پیکر شهدا توسط مردم پایتخت باب دیگری را بر روی مردم دنیا گشودند و آنها را در بهت فرو بردند. یک یوفو با سرعت بالا بر فراز سر مردم تهران در حال پرواز بود. آیا ایران سلاح های سری جدیدی دارد که دنیا از آن بی خبر است؟!
از این بحث که بگذریم حالا دنیا می داند آمریکا شکست ناپذیر نیست. رئیس جمهور آنها به همراه فرماندهانش با خفت در برابر دوربین ها ایستاد و گفت: با ایرانی ها جنگ نداریم.
این اقدام غرور ملی را نیز در داخل افزونتر کرد. قبل ها با دستگیری سربازان آمریکایی متجاوز به حریم آبی جزیره فارسی در خلیج فارس ابهت آمریکایی ها را شکسته بودیم اما حالا همه هژمونی آمریکا زیر پوتین هایی که بندهایشان برای دفاع از ارزش های اسلامی و ملی ملت ایران بسته شده اند له شده است.
آمریکا دیگر همه چیز را از دست داده است. این حرکت بی شک الهام بخش ترین حرکت آزادی خواهانه در جهان معاصر است. قریب به یک قرن بود که هیچ کشوری جرئت رویارویی با آمریکایی ها را نداشت و اینک ثابت شد که آمریکا را نیز می توان زد.
سکوت اسرائیل بسیار تلافی جویانه بود؛ چرا که آمریکایی ها او را برای بازسازی صحنه جنگ با ایران به کام حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه بردند و سیلی سختی از این ماجرا بر صورتش نشست و حالا اسرائیل به تلافی آن سیلی، آمریکا را با مشاوره های غلط در منطقه تنها گذاشته و البته خوب می داند در صورتی که دست از پا خطا کند حیفا و تل آویو با خاک یکسان خواهد شد.
هم پیمانان ایران نظیر چین و روسیه نیز دریافته اند که ایران شاید توان اقتصادی برای به زانو در آوردن حریف را نداشته باشد اما بی شک در استفاده از توان نظامی اش برای حفاظت از مرزها و مردمش لحظه ای درنگ نخواهد کرد. حالا اقتصاد ایران نیز می تواند وارد مرحله شکوفایی شود. همیشه بهانه این بود که سرمایه گذاری در ایران خطرناک است اما حالا دنیا می داند که ایران می تواند از سرمایه گذاران خود نیز حمایت و از اموالشان دفاع کند.
ایران نشان داد که یک وجب از خاک جزایر سه گانه اش در خلیج فارس را به کشورهایی که شمع روی کیک تولدشان بهت عداد سن پدران ما نیز نمی رسد واگذارنمی کند.

ایران حالا به بحرین نشان داد که می تواند با پشتوانه عقیدتی مردم آن استان ایرانی دوباره آن را در صورت بی ادبی ها به خاک خود ضمیمه کند.
ایران حالا به تجزیه طلبان نشان داده که جایی در افکار عمومی مردمش ندارند و خون حاج قاسم مرزهای ایران را فراتر از جغرافیای موجود در کناره های مدیترانه در مرز سرزمین های اشغالی و در نزدیکی بیت الله الحرام تثبیت کرده است.
اکنون آمریکایی ها در این بیم به سر می برند که منتقمان جهانی حاج قاسم سلیمانی با او چه خواهند کرد.

  • منبع خبر : طلیعه زاگرس