به طور سنتی در «ادبیات اقتصاد سیاسی توسعه» گفته می شود که مساله رکود به قاعده ای که در تجربه کشورهای پیشرفته صنعتی مشاهده شده، در عین حال که هزینه ها و مخاطرات بسیاری را به همراه دارد، اما در عین حال «رکود، نیروی محرکه فعال شدن شلاق بهره وری است».

به طور سنتی در «ادبیات اقتصاد سیاسی توسعه» گفته می شود که مساله رکود به قاعده ای که در تجربه کشورهای پیشرفته صنعتی مشاهده شده، در عین حال که هزینه ها و مخاطرات بسیاری را به همراه دارد، اما در عین حال «رکود، نیروی محرکه فعال شدن شلاق بهره وری است».

یعنی هم بنگاه ها و هم دولت ها، در شرایط رکود که با بحران تقاضا رو به رو می شوند، سعی می کنند از پدیده «رکود اقتصادی» به مثابه یک فرصت استفاده کنند و در این فضا، تمام زوایای ناکارآمدی افزایش دهنده هزینه های بی مورد را شناسایی کرده و آن را از بین ببرند.

به همین خاطر هم هست که در تمام تجربه های قبلی کشورهای صنعتی، هر رکودی مقدمه ای برای یک جهش و رونق تلقی می شده است.

ولی با کمال تاسف، در کشورهای در حال توسعه و بویژه کشورهای در حال توسعه رانتی، این خطر وجود دارد که آنها از رکود به مثابه ابزاری برای پنهان کردن آثار واقعی سیاست های تورم زای خود استفاده کنند.

اگر چنین پدیده ای در کشورهایی شکل بگیرد که قبل از پدیدار شدن بحران کرونا، در دام بسیار سنگین بدهی های مزمن و گسترده مالی قرار داشته اند، به واسطه خصلت کوته نگرانه نظام های تخصیص منابع، مجددا در معرض این خطر قرار خواهند گرفت که به جای چاره اندیشی برای رکود عمق یافته که می تواند پدیدآورنده فجایع انسانی و اجتماعی گسترده باشد، به سمت سیاست های تورم زا حرکت کنند و کشورها را تا مرز یک پس افتادگی و انحطاط غیرقابل جبران پیش برند.

اگر یک دولت رانتی، سهل انگاری های نابخشودنی در زمینه تضعیف بنیه تولیدی را صورت نداده بود، اکنون از منظر مشاغل از دست رفته تا این اندازه دچار بحران نمی شد و اگر نظام سیاستگذاری سلامت کشورها، اصل را بر پیشگیری قرار می دادند، به هیچ وجه این ابعاد هزینه آور رخ نمی داد./ روزنامه ایران

  • نویسنده : فرشاد مومنی