روایت خانم کوکب عبدالهی مادر شهیدان فرجی از جایی شروع می‌شود که فرزندانش یکی پس از دیگری راهی جبهه می‌شوند، سه فرزندش به نامهای مهدی، مُلا و رحمت هر سه راهی جبهه می‌شوند، مهدی و ملا در سال ۶۲ و رحمت در سال ۶۶ در منطقه قلاویزان به شهادت می رسند.

ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ شاید سخن گفتن از شهدا و مادران شهدا به ظاهر تکراری به نظر بیاید اما واقعیت این است که قصه شهادتها و صبرهایی که در برهه ایی حساس از تاریخ این مملکت رقم خورد بعید است در جغرافیای دیگری به این زیبایی ترسیم شده باشد، تقدیم سه فرزند جوان چیز کمی نیست که یک مادر به راحتی سر پا بماند و همچنان مقتدرانه از تقدیم فرزندان دیگر سخن بگوید، این راه و هدف مقدس را امروز در تمامی جبهه مقاومت در بین بانوان و مردان آن شاهدیم برگرفته از مکتب اسلام و گفتمان انقلاب اسلامی است.

روایت خانم کوکب عبدالهی مادر شهیدان فرجی از جایی شروع می‌شود که فرزندانش یکی پس از دیگری راهی جبهه می‌شوند، سه فرزندش به نامهای مهدی، مُلا و رحمت هر سه راهی جبهه می‌شوند، مهدی و ملا در سال ۶۲ و رحمت در سال ۶۶ در منطقه قلاویزان به شهادت می رسند.

مادر از روزی گفت که مهدی با اینکه تازه ازدواج کرده بود بنا به احساس تکلیف بار سفر بست و دل نگرانی های طبیعی و مادرانه نیز نتوانست مانع او شود، وقتی خبر شهادت مهدی به خانواده می رسد آنها به بیمارستان امام(ره) شهر ایلام می روند اما متوجه می‌شوند که جنازه متعلق به مهدی نیست و بعد از پیگیری معلوم می‌شود که جنازه اشتباهی به تهران رفته که در نهایت پس از سه روز به ایلام برمی‌گردد.

پسر دوم یعنی “ملا” ۶ ماه پس از شهادت برادر اول قصد جبهه رفتن می کند که باز هم ممانعت مادرانه نمی تواند جلو او را بگیرد و مادرش را به زیبایی قانع می کند و عنوان می دارد که برای خدا و انقلاب و کشور می‌رود، ماجرای برادر دوم اما سوزناک تر است چرا که در روزی که خودش در مهران به شهادت می‌رسد همسر و دخترش در بمباران شهر ایلام نیز به طرز بسیار دلخراشی به شهادت می رسند، انفجار تانکر نفت بعد از بمباران در محل اسکان همسر و فرزندش باعث شده بود که چیزی از بدن آنها نماند و پیکر سوخته آنها را در یک پلاستیک به آنها تحویل دهند.

شهادت “ملا” و همسر و فرزندش بسیار برای خانواده سخت است، اما باز هم خانواده صبر و توکل را انتخاب می کنند.

چند سال گذشت و در سال ۶۶ “رحمت” پسر دیگر خانواده هم عزم جبهه می‌کند او نیز در ۲۹ بهمن ۶۶ به شهادت می‌رسد.

و سه فرزند عزیز خانواده فرجی و همچنین عروس و نوه آنها به شهادت رسیدند.

دفاع این خانواده از نظام و ارزش‌ها و انقلاب به جنگ تحمیلی ختم نشد، در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱ که حتی برخی انقلابی نماها هم سکوت کردند اما خانواده شهیدان فرجی مثل همیشه به دفاع از نظام و انقلاب پرداختند و هزینه های مادی و حیثیتی را در این راه دادند و همچنان فرزند پسر این خانواده «امین» با اقتدار اعلام می کند با وجود اینکه در اتفاقات ۱۴۰۱ زخم زبان شنیده و مسئولی از آنها سراغی نگرفته و دلجویی نداشتند، اما بازهم هرجا لازم باشد برای دفاع از ارزشها و انقلاب هزینه می دهد.

مادر از خاطره به یاد ماندنی دیدار با رهبر انقلاب سخن می‌گوید که وقتی رهبر انقلاب را از نزدیک ملاقات می کند صلوات می فرستد و خداوند را به حضرت زهرا (س) قسم می دهد که ایشان را سلامت بدارد، نکته مهم در این دیدار اعطای نشان افتخار به مادر شهیدان فرجی بود که به حق شایسته این عنوان و مدال پرافتخار بود.

برادر شهیدان می گوید هر وقت مادرش دلتنگ می‌شود او را به قلاویزان محل شهادت برادران می بریم و آرام می‌شود.

برادر شهیدان فرجی عنوان داشت؛ ما هیچ درخواست مادی از مسئولین نداریم جز اینکه به یاد مادرم باشند و از او سرکشی و دلجویی کنند چرا که وقتی مادرم می بیند مسئولین به یاد خانواده شهدا هستند خوشحال می‌شود.

امیدواریم رفتار مسئولین و همینطور مردم به گونه ای باشد که موجبات رضایت شهدا و خانواده هایشان را فراهم کنند.

  • نویسنده : فرشته سنجیده