سخنرانی محمد رستمی فعال فرهنگی و همیار طبیعت در همایش جنگل‌داری اجتماعی زاگرس – استان چهارمحال و بختیاری

ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ من از ایلام آمده‌ام به روزگاری که دیارم زیر بمباران بود. در سرد شب‌های زمستان، درختان بلوط به پای سردی و سختی‌های مردمانم سوختند و امروز در عصر نبرد آب و هوایی یا تغییرات اقلیمی، درختان بلوط در مقابل ریزگردها سینه سپر کرده‌اند تا نفس‌هایمان ممد حیات باشد و چون برمی‌گردد مفرح ذات.

اکنون من کلنگی در دست دارم و با آن بلوط می‌کارم و قلمی در دست دیگر تا دادنامه بلوط بنویسم.

هروقت اشک دیده و عرق جبینم یکی می‌شود، دلخوش به آنم که جرعه آبی به سفره‌های زیرزمینی زاگرس می‌افزایم تا چشمه‌ساران بجوشند و رودها نغمه شوق به زندگی بسرایند.

نحوه مواجهه ما با طبیعت قبل از آنکه یک مسأله فنی و مهندسی باشد، یک مسأله فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی است که ریشه در باورها، ارزش‌ها و رفتارهای ما دارد؛ از قصه‌ها و داستان‌ها تا اسطوره‌های مختلف محلی و ملی و… تا بهره‌گیری از علوم جدید.

بیایید نگاه‌مان را به طبیعت عوض کنیم. طبیعت را شیء نپنداریم بلکه آن را یک خانه زنده و شکوهمند بدانیم که ما هم بخشی از این خانواده‌ایم.

طبیعت هم، مادر، هم معلم و هم خویشاوند ماست.

بیایید بسان یک مادر، بسان یک آموزگار و بسان یک خویشاوند با آن رفتار کنیم و رابطه اخلاقی و عاطفی را جایگزین رابطه یک‌سویه و سلطه‌گرایانه کنیم.

از این آموزگار همیشه مهربان درس صبوری و صمیمیت و صداقت و صلابت بیاموزیم و تاب‌آوری و همکاری و همزیستی و خلاقیت و بودن در لحظه را تمرین کنیم.

من به‌عنوان یک همیار طبیعت بیست‌ودو مورد تحت عنوان ضرورت تغییر نگاه‌ها را به‌صورت مکتوب به دبیرخانه این همایش تقدیم می‌کنم شاید در پیوست سند مورد عنایت قرار گیرد.

طبیعت یک منبع صرف مصرف نیست بلکه منبع حیات، زایش و رویش است. ارزش آن نه قیمتی و ریالی بلکه ارزش زیستی است. بجای منبع صرف دیدن آن، آن را خرد طبیعت و محسوس حواس اهل دل بدانیم.

چند قرن پیش مولانا شاعر بلندآوازه ما چنین سرود:

نطق آب و نطق خاک و نطق گل

هست محسوس حواس اهل دل

جمله ذرات عالم در نهان

با تو گویند روزان و شبان

ما سمیعیم و بصیریم و با هشیم

با شما نامحرمان ما خاموشیم

ما امروز در بلندای ایران گرد هم جمع شده‌ایم تا در باب زاگرس به درکی حکیمانه، منشی همدلانه و کنشی فعالانه برسیم.

قبل از هر چیز باید نگرش کل‌نگر به زاگرس به‌عنوان یک اکوسیستم یکپارچه داشته باشیم؛ آن هم با تأمین منابع مالی پایدار و کافی، مشارکت واقعی مردم و جوامع محلی، و معیشت‌های جایگزین برای صیانت و حفاظت از این میراث کهن و گهواره تمدن و صد البته امانت آیندگان.

ما در قبال زاگرس هم باید به درکی مشترک برسیم و هم در قبال آن احساس مسئولیت مشترک. پس بیایید زاگرس را به یک مسأله عمومی و گفتمان محلی، ملی و جهانی تبدیل کنیم.

ما به‌عنوان فعالان محیط زیست هم در قبال طبیعت ایران عزیز مسئولیت مشترک داریم و هم به‌عنوان حلقه‌ای از اتصال و زنجیره نسل‌ها در باب عدالت بین‌نسلی دارای رسالت تاریخی.

برای تحقق چنین آرمانی باید شهروندان توانمند، کنش‌گر و مسئولیت‌پذیر باشیم آن هم با بهره‌گیری از چهارگانه «عقل و عشق و عزم و عمل».

– عقل و علم راه را به ما نشان می‌دهد.

– عشق انگیزه حرکت ایجاد می‌کند.

– عزم موجب پایداری در پیمودن مسیر می‌شود.

– عمل اهداف ما را روی زمین محقق می‌سازد.

چنین شهروندانی اهل «درد و درک و درمان» اند و یادگیری و یادآوری و یاری‌گری را همپای هم پیش می‌برند.

ما برای مردمی کردن منابع طبیعی و محیط زیست ایران زمین به سه‌گانه «مردم‌باوری/ مردم‌یاوری/ مردم‌داوری» حاجت مبرم داریم.

برای تحقق این ایده من طرح «فرهنگیاران محلی» را پیشنهاد می‌کنم. فرهنگیاران محلی به‌عنوان رابط و پلی بین سازمان‌های دولتی و مراکز تحقیقاتی و پژوهشی و دانشگاهی و جوامع محلی، زبان علم و سیاست‌گذاری را به زبان عامه ترجمه می‌کنند تا به کاربست تبدیل شود.

در حوزه کلان و راهبردی ما باید از «الگوی مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز» و در عرصه اجرا و عملیات «آبخیزداری یکپارچه» را سرلوحه کار خود قرار دهیم.

همه این‌ها در ذیل عناوین کلی‌تر و بنیادی‌تر تحت عنوان «زیستگاه‌داری حکیمانه» یا «زیست‌سالاری» قابل تعریف و تفسیر است.

با چنین رویکردی است که به‌جای مدیریت آب، از حکمرانی آب داد سخن داده می‌شود.

جنگل فقط مجموعه درختان نیست بلکه یک اکوسیستم پیچیده، زنده و پیش‌برنده است.

کارهای نمادین به اضافه اقدام و عمل، شبکه‌سازی، آموزش، مطالبه‌گری کامل‌تر می‌شود.

در این صورت چشم‌انداز زاگرس روشن‌تر و زیباتر از پیش است.

زاگرس به الگوی همزیستی خردمندانه انسان و محیط زیست تبدیل می‌شود. جامعه محلی فراتر از بهره‌بردار، خود را حافظ و نگهبان مسئول می‌داند. دانش بومی و علوم جدید با هم تلفیق می‌شود و اقتصاد سازگار با محیط زیست و اکوسیستم شکل خواهد گرفت و پهنه‌های وسیع جنگل و مرتع احیا خواهند شد.

چشمه‌ها جوشان و گاوها شیر‌افشان خواهد شد. مردمان سررود آب را گل نمی‌کنند، باران صورت خاک را نمی‌خراشد؛ چون این آب روان می‌رود پای سپیداری تا فرو شوید اندوه دلی.