وقتی آمارها با واقعیت بازار گره می‌خورند/درد مردم با تیتر و مصاحبه آرام نمی‌شود؛ با اقدام آرام می‌شود.

ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ افزایش قیمت‌ها و ضعف نظارت بر بازار، زندگی روزمره مردم را با شوکی مداوم روبه‌رو کرده است؛ جایی که هر خرید ساده به تجربه‌ای از حیرت و نگرانی تبدیل می‌شود.

در سرزمینی که بر خاکش نفت می‌جوشد، گاز می‌خروشد، مرز دارد، منابع دارد، جوان دارد و ظرفیت دارد، چگونه سفره مردمش هر روز کوچک‌تر می‌شود؟ چگونه استانی که باید نماد فرصت باشد، امروز در صدر جدول رنج و فشار اقتصادی ایستاده است؟

وقتی شاخص فلاکت در یک استان از مرز هشدار عبور می‌کند، دیگر مسئله فقط آمار نیست؛ مسئله، زندگی مردم است. مسئله، پدری‌ست که مقابل دخل مغازه مات می‌ماند. مادری‌ست که میان نیاز فرزند و قیمت‌ها گیر کرده است. کارگری‌ست که هر روز بیشتر می‌دود اما کمتر به خانه می‌برد. جوانی‌ست که آینده را نه در ساختن، بلکه در رفتن جست‌وجو می‌کند.

شاخص فلاکت فقط جمع «تورم» و «بیکاری» نیست؛ جمعِ خستگی مردم است. جمعِ سفره‌های کوچک‌شده، اضطراب فردا، شرمندگی نان‌آوران و بی‌اعتمادی به وعده‌هایی است که سال‌ها تکرار شدند اما کمتر به نتیجه رسیدند.

ایلام امروز فقط از گرانی رنج نمی‌برد؛ از احساس رهاشدگی رنج می‌برد. مردم وقتی گلایه می‌کنند، دنبال جنجال نیستند؛ دنبال دیده‌شدن‌اند. وقتی از مرغ چندصدهزار تومانی حرف می‌زنند، در واقع از فروپاشی تدریجی قدرت خرید سخن می‌گویند. از بازاری که بسیاری معتقدند بیشتر از آنکه با نظارت اداره شود، زیر سایه واسطه‌ها و دلالی نفس می‌کشد.

مردم تفاوت «شرایط سخت» و «مدیریت ضعیف» را خوب می‌فهمند. جامعه‌ای که سال‌ها پای انقلاب، امنیت و کشور ایستاده، انتظار دارد در میدان اقتصاد نیز مدیریتی در تراز همان ایستادگی ببیند؛ مدیریتی که فقط به جلسه، بازدید، آمار و تقدیر ختم نشود. درد مردم با تیتر و مصاحبه آرام نمی‌شود؛ با اقدام آرام می‌شود.

امروز مسئله اصلی، کمبود حرف نیست؛ کمبود تصمیم‌های شجاعانه و اجرای مؤثر است. مدیری که نمی‌تواند بازار یک استان کوچک را کنترل کند، چگونه می‌خواهد امید را مدیریت کند؟ مسئولیت، جایگاه تشریفاتی نیست؛ امانتی است که اگر توان نگهداری‌اش نیست، باید آن را به اهلش سپرد.

سکوت مردم را نباید نشانه رضایت دانست. بسیاری از مردم این روزها از سر نجابت، خستگی یا حفظ آرامش جامعه کمتر فریاد می‌زنند؛ اما واقعیت زندگی در بازارها، در قبض‌ها، در اجاره‌ها و در سبد خرید خانواده‌ها آشکارتر از هر گزارش رسمی است.

هیچ جامعه‌ای فقط با شعار دوام نمی‌آورد. مردم در کنار آرمان، معیشت هم می‌خواهند. عزت اقتصادی می‌خواهند. امنیت روانی می‌خواهند. نمی‌شود از مقاومت گفت اما سفره‌ها را نادیده گرفت. نمی‌شود از ظرفیت‌های عظیم استان سخن گفت اما جوانش بیکار، بازارش آشفته و خانواده‌اش زیر فشار باشد.

ایلام فقیر نیست؛ گرفتار سوءمدیریت، روزمرگی و تصمیم‌های کم‌اثر شده است. استانی با این حجم از منابع طبیعی و انسانی، نباید در رتبه‌های بالای فلاکت بایستد. این زخم، طبیعی نیست؛ نتیجه سال‌ها بی‌برنامگی، ضعف نظارت و فاصله میان مدیران و واقعیت زندگی مردم است.

امروز بیش از هر زمان، مردم نیازمند صداقت‌اند؛ نه وعده‌های تکراری. نیازمند اقدام‌اند؛ نه فقط همایش و نشست. اگر مسئولی توان تغییر ندارد، شجاعانه کنار برود تا شاید کسانی بیایند که درد مردم را نه در گزارش‌ها، بلکه در متن زندگی بفهمند.

نجابت مردم ایلام را با بی‌صدایی اشتباه نگیرید؛ این صبر، بی‌انتها نیست.

  • نویسنده : فرشته سنجیده