امروز به سراغ یکی دیگر از مردان حماسه ی سرزمینمان رفتیم، جانباز شیمیایی، آقای یدالله مظلومی که در زمان جنگ در بخش اطلاعات عملیات جنگ فعالیت داشتند.
مردی با چهره ای بسیار مهربان و خوش برخورد، که حتی نگاهش هم با ما، از آن روزهای حماسه، حرفها داشت.
ایشان که در حال گذراندن ۷۰ سالگی هستند در دفاع از وطن از ناحیه سر و ریه آسیب دیده اند.
شاید چیزی که این مصاحبه را از سایر گفتگوهایی که با مردان جبهه داشته ام، متمایز می کند، فعالیت ایشان در بخش اطلاعات عملیات جنگ است، چرا که صحبت کردن با کسانی که مسئول امنیتی در هر جایی هستند، سختی خود را دارد.
و شاید به دلیل فعالیت ایشان در قسمت امنیتی جنگ است که ایشان بارها مسئله امنیت را برای کشور مهم و حیاتی می دانند و می گوید که باید قدر دان امنیت امروز کشورمان باشیم و به هیچ قیمتی آن را از دست ندهیم.
و جالبتر اینکه در مصاحبه با آقای مظلومی به خوبی می توان به حافظه خوب و قوی ایشان در بیان خاطرات دفاع مقدس که همه را با طمانینه و جزئیات برایمان تعریف می کردند، پی برد.
مشروح این گفتگو را با این جانباز شیمیایی سرافراز در ذیل می خوانیم
در سال ۶۰ به عنوان نیروی اطلاعات عملیات راهی جبهه شدم
با شروع جنگ تحمیلی و تشکیل بسیج مردمی به فرمان امام خمینی (ره)، در سال ۶۰ به عنوان نیروی اطلاعات عملیات راهی جبهه های جنگ شدم، آن سالها نیروهای رزمنده که از همه جای کشور عزیزمان راهی جبهه میشدند، تنها یک هدف داشتند، آنها بخاطر دفاع از آب و خاک وناموس کشور و به عشق شهادت آمده بودند.
نیروهای اطلاعات عملیات سخت ترین وظیفه را داشتند.
ما به عنوان نیروهای اطلاعات عملیات سخت ترین وظیفه را به عهده داشتیم، به همراه شهید علی بسطامی که مسئول اطلاعات عملیات بود، ۱۳ نفر بودیم، وظیفه ما گشت و شناسایی در خاک عراق و محاسبه فاصلهی مکانی نیروهای دشمن تا منطقه عملیاتی و تجسس برای شمارش نیروهای نظامی و تسلیحات آنها بود، همچنین وظیفه داشتیم نیروها را به کمک فرماندهان از کوتاهترین و امن ترین مسیر به سمت منطقه عملیاتی حرکت داده، دوباره به عقب برگردانیم. باید دقت میکردیم، مبادا عملیات لو رفته و نیروهای خودی در کمین دشمن گرفتار شوند، هر کدام از همرزمانم یک لشکر بودند، که ۴ نفر از آنها به شهادت رسیدند، از جمله شهید ملاحی که ایشان جوانی مومن و متدین بود، شهید علی بسطامی که سر نترسی داشت و در شجاعت حرف اول را می زد.
گردانهای نظامی ارتش و سپاه به همراه نیروهای بسیج مردمی، نیروهای زرهی دشمن را در میمک، مجبور به عقب نشینی کردند
از خاطرات زمان جنگ که سوال میکنم، در پاسخ به حمله نیروهای زرهی دشمن به قصد محاصره شهر ایلام اشاره می کند و می گوید: تانکهای زرهی ارتش بعثی به سمت میمک در حال پیشروی بودند، گردانهای نظامی سپاه و ارتش به همراه نیروهای بسیج مردمی که از ایلام برای جلوگیری از پیشروی دشمن به این منطقه آمده بودند، آماده دفاع بودیم.
۲۰ نفر از ما به عنوان آرپی جی زن داوطلبانه در کنار جاده، پایین خاکریز در مقابل ۸ نفربر ارتش عراق که هرکدام حامل ۱۵ تا ۲۰ سرباز بودند، مشغول دفاع بودیم و سایر نیروهای خودی بالای خاکریز، ما را پشتیبانی میکردند.
شدت آتش تانکهای عراقی به قدری سنگین بود که فقط ۴ نفر از ما آر پی جی زنها در خط مقدم باقی مانده تعدادی شهید و مابقی مجبور به عقب نشینی شدند، من و همرزمانم شجاعانه و از فاصله ۱۰ کیلومتری تانکهای دشمن را هدف قرار میدادیم، آنقدر به ما نزدیک شده بودند و ما را با گلوله مستقیم تانکهایشان هدف گرفته بودند، که تصور میکردند، نیروهای خط اول مقاومت را، به شهادت رسانده اند، در صورتی که تانکها تقریبا روی سر ما بودند و ما آنها را منهدم کردیم. در آخر خدا را شاکریم که نیروهای ارتش زرهی دشمن را در جبهه میمک مجبور به عقب نشینی کردیم.
در ادامه بعد از عقب نشینی تانکهای عراقی گوش به فرمانِ، فرماندهان نظامی سپاه و ارتش بودیم، که دستور حرکت تمام نیروها به سمت تنگه نیاز صادر شد، چراکه نیروهای دشمن تجدید قوا کرده پس از شکست در جبهه میمک، اینبار از مسیر سرنی به قصد تصرف شهر ایلام تا دوراهی صالح آباد پیشروی کرده بود
شجاعت فرماندهان هم استانی در جنگ وصف ناپذیر بود.
خداوند یار و یاور سه فرمانده عزیز دوران جنگ، سردار نورالهی و سرتیپ نعمان غلامی و حاج محمد تقی قاسمی باشد. شجاعتشان وصف ناپذیر بود، هر کدام به اندازه لشکری بودند، نترس و میدان دار عرصه بودند.
در عملیات والفجر ۱۰ و درپی حمله شیمیایی دشمن، از ناحیه سر و ریه آسیب دید.
در عملیات والفجر ۱۰ که رژیم بعث عراق توسط دو فروند هواپیمای جنگی شروع به بمباران شیمیایی منطقه عملیاتی نمود و پس از بمباران شیمیایی از ناحیه سر و ریه دچار جراحت شدم.
مردم به خاطر امنیت امروزشان، قدردان شهدا و ایثارگران باشند.
در پایان از ایشان در مورد شرایط سخت اقتصادی حاکم بر جامعه سوال کردم و اینکه در زمان جنگ تحمیلی که رزمندگان، مدافعین حریم کشور بوده اند و دِین خود را ادا کردند، در حال حاضر وظیفه مسئولان در برابر این همه از خودگذشتگی چیست و آنها چگونه میتوانند دِین خود را به شهدا ادا کنند؟
آقای مظلومی در جواب می گوید که مردم بخاطر امنیت حاکم بر کشورمان، که حاصل جانفشانیهای دلیرمردان این آب و خاک در دفاعی نابرابر بود، قدردان خداوند و خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران سرافرازمان باشند.
مردم بیش از هر زمان دیگری در سختی و مضیقه اقتصادی قرار گرفته اند.
متأسفانه شرایطی در کشور حاکم شده که قدرت خرید مردم بسیار کاهش یافته و گرانی ها در کنار نوسانات قیمت اقلام ضروری، مردم را بیشتر از هر زمانی دیگر در سختی و مضیقه اقتصادی قرار داده است، در چنین شرایطی خیلی ها از جایگاه خود سوء استفاده کرده و از بیت المال برای خود ثروت اندوزی کردند، پذیرش این وضعیت برای مردم قابل قبول نیست، از آنجا که دولت، قدرت مقابله با چنین سوء استفاده هایی را دارد، باید به نفع منافع مردم و به صورت قانونی با این دست افراد برخورد کند.
گلایه از بیکاری فرزندان تحصیل کرده اش سخن پایانی این جانباز سرافراز بود
وی از فرزندان تحصیلکرده و بیکارش و مشکلات اقتصادی و مسکن می گوید، و با همه ی سختی هایی که جبهه و جراحت های پس از آن برایش بوجود آورده، همواره در تحمل سختی های زندگی شاکر و تنها امیدوار به لطف و رحمت خداوند بوده است.
- نویسنده : فرشته سنجیده
- منبع خبر : طلیعه زاگرس


















Monday, 20 July , 2026