​وقتی عمودِ خیمه می‌شکند، انگار آسمان روی سرِ اهل خانه آوار می‌شود. وقتی بزرگِ یک امت، سایه‌بانِ امنِ روزهای بی‌پناهی، رختِ سفر می‌بندد و به سرای باقی می‌شتابد، ستون‌های زمین سست می‌شوند؛ همان ستون‌هایی که مایه استواری، دلگرمی و دژی مستحکم در برابر شبیخونِ بلاها بودند.

✍پروین صمیم نیا

اما تاریخِ این سرزمین گواهی می‌دهد که امتی پرورده در مکتب عاشورا، عمیق‌ترین حماسه‌ها را از دلِ جگرسوزترین سوگ‌ها متولد می‌کند. امروز ما در آستانه بدرقه‌ای ایستاده‌ایم که فراتر از یک وداع، رستاخیزِ شرف، اراده و ایمانِ یک ملتِ داغدار است.

​دشمنِ زبون و مکار، بار دیگر پشتِ نقابِ فریبکارانه‌ی مذاکره، ذات پلیدش را آشکار کرد و در آغاز هجومی ددمنشانه، پدرِ امت را از ما گرفت.

در میان دلهره‌ی موشک‌باران، هیاهوی جنگ و هجوم روان‌پریشانه‌ی خودفروختگان و تحقیرشدگان داخلی، غمی جانکاه و باورنکردنی قلب‌ها را فشرد. امامِ عزیز و مقتدایمان را در کمال ناباوری از دست دادیم و در هجومِ طوفان‌ها یتیم شدیم.

یتیمی دردی است استخوان‌سوز؛ چرا که سایه پدر، همان کوه استواری است که تکیه‌گاه فرزندان در کوران حوادث است. این پدرِ فرزانه و مقتدر، در اسفندماه بال گشود، در رمضان به شهادت رسید و اکنون در ماهِ سرخِ محرم، با قلبی مطمئن و نفسی راضیه و مرضیه، در آستان ملکوتی امام هشتم (ع) آرام می‌گیرد تا طوافِ آخرش، پیوندِ خون و رضا باشد.

​رهبر و پدرِ این امت به دست شقی‌ترین و رذل‌ترین موجودات زمانه به مسلخ عشق رفت و خانه و خانواده‌اش نیز در این راه سرخ، فدای آرمان شدند.

مرگ سهمِ همه‌ی نفس‌هاست، اما چه مرگی فراتر و والاتر از شهادت؟ و چه سعادتی نصیب این رهبرِ غیور شد؛ همان مردی که بزدلانِ لرزان و شایعه‌سازانِ جیره‌خوار می‌گفتند پنهان شده یا گریخته است! اما ایشان شجاعانه، مقتدرانه و تا آخرین نفس در سنگرِ خدمت و در کنار فرماندهانش ایستاد، پیش‌قراولِ جنگی نابرابر شد و جانِ عزیز خویش را فدای امنیت ملت کرد.
رهبری که حیاتش سراسر عزت، سربلندی و غرور برای ایران بود و مماتش نیز با خونی رنگین، مدال جاودانه‌ی شهادت را بر سینه‌اش نشاند.

​حال که ایشان آسمانی شده، بر ماست که نگذاریم غبارِ غم، لبخندِ رضایت بر لبان دشمن بنشاند. ما با قیامی تاریخی و رستاخیزی عظیم، بدرقه‌ای ماندگار برپا خواهیم کرد که برای همیشه در حافظه دنیا ثبت و ضبط شود.

ما به جهانیان، یزیدیان زمان و جیره‌خواران صهیونیسم ثابت می‌کنیم که این خاک، ملکِ امام زمان (عج) و ما ملتِ حماسه‌سازِ امام حسین (ع) هستیم؛ ملتی که در قاموسش تسلیم و سازش معنا ندارد. با این اتحادِ آهنین، رعشه بر اندام بزدلان می‌اندازیم و به احترام مولای مقتدایمان، در ماهِ شهادتِ سالار شهیدان، قیامی حسینی برپا می‌کنیم؛ قیامی که ان‌شاءالله طلیعه‌ی ظهور صاحب‌الزمان (عج) و فروپاشی رژیم جعلی اسرائیل و سردمداران زر و زور باشد.

​تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، بدرقه‌ی ساده‌ی یک تن نیست؛ این رویداد، تجلی همان شکوهِ مرگِ سرخی است که از سایه‌ی هیچ طوفانی نگریخت و اصالتِ ایستادگی را در جان یک ملت تکثیر کرد. این وداع حماسی، نقطه‌ی تلاقی تاریخ، فرهنگ، رسانه و اقتدار ملی است تا تصویری بی‌بدیل از عزت ما بر جریده‌ی عالم ثبت کند.

حضور بی‌نظیر و سیل‌آسای مردم شریف ایران، خط بطلانی است بر تمام روایت‌های مسموم، خطوطِ خبریِ دروغین و سیاه‌نمایی‌های رسانه‌های معاند که می‌خواستند این ملت را ناامید و بی‌تفاوت جلوه دهند؛ تلاشی مذبوحانه که در سیل خروشانِ غیرت مردم، در نطفه خفه می شود.

​اما چرا باید در این مسیر ایستاد؟ ما می‌ایستیم، چون این خون، پایانِ راه نیست؛ بلکه سرآغازِ فصل جدیدی از حیات سیاسی و اجتماعی جامعه است که ریشه در فرهنگ دیرینه‌ی ما در پاسداشت قهرمانان دارد.

ما می‌ایستیم، چون حضور یکپارچه‌ی امت از هر قشری، طنابِ وحدت ملی را چنان محکم کرده که هیچ گسستی در آن راه ندارد. انعکاس جهانی این حماسه، پیامِ صریحِ تسلیم‌ناپذیری ما را به گوش افکار عمومی جهان رساند.

ایستادگی ما، صیانت از همین قدرت ملی است؛ چرا که این تشییع تاریخی ثابت می‌کند طوفان‌ها هرچند سهمگین باشند، در برابر اراده‌ی ملتی که شهادت را در آغوش می‌کشد، ناچیز و گذرا هستند.

​امروز فهم این منظومه‌ی حماسی یک ضرورت حیاتی است؛ زیرا آینده را نمی‌توان بدون شناخت نقشه راه ساخت. ما قلم به دست، قدم به میدان و دل به آرمان سپرده، راه پرفروغش را ادامه می‌دهیم تا پرچمی که با خون پاکش رنگین شد، بر بلندای قله‌های افتخار برافراشته بماند.
​باید برخاست…
یا علی

​#باید_برخاست
#بدرقه_آقای_شهید_ایران
#ایلام_دروازه_عتبات_عالیات