ایلام- پایگاه خبری طلیعه زاگرس؛ امروز برخی صاحبمنصبان انتظار دارند که به صرف بومی بودنشان از حمایت همهجانبه بزرگان، رسانهها و شخصیتهای تأثیرگذار برخوردار باشند، اما حقیقت این است که: حمایت تام به صرف بومی بودن، تحجر و اجحاف است.
در عرصه مدیریتی، وجود مدیران بومی میتواند گرهگشا و مثمرثمر باشد، اما به شرط و شروطی!
زمانی مدیریت بومی منشأ خیر و برکت است که زیست، زندگی، خورد و خوراک و البته همّ و غم آن مدیر نیز براساس آن بوم باشد!
زمانی مدیریت بومی برای مردم دستاورد دارد که آن مدیر، آورده گذشتگان و ظرفیتهای حال را برای آینده خود و نزدیکانش خرج نکند و امروز را برای ساختن فردای عزیزان خویش و… خود تلف نکند!
مدیریت بومی باید با درک دقیقتر از وضعیت منطقه و آسیبشناسی عمیقتر از وضعیت مردم استان، بتواند منشأ خدمات بیشتر و مؤثر باشد؛ نه اینکه با اندیشیدن به فردای خود و نزدیکانش، سودای پوشیدن ردای مناصب بالاتر را داشته باشد و از قرار گرفتن در این جایگاه فعلی، بهعنوان فرزند استان، بخواهد فردای خویشتن را از جایگاه امروزش بسازد!
اینکه کسانی توقع داشته باشند به صرف بومی بودن مدیری، از او حمایت همهجانبه شود، نوعی تحجر است؛ زیرا حمایت باید از موضع عدالت و تعقل و براساس تواناییها، شایستگیها و دادههای میدانی صورت گیرد، نه فقط براساس تعصب ناشی از تحجر!
آقایانی که امروز بهعنوان فرزندان این استان در مسند اجرا در هر کجا قرار گرفتهاند، بایستی توقعاتشان را براساس توانایی و تأثیر بودنشان تنظیم کنند!
چهبسا مدیران غیربومی، گاه بودنشان منشأ صدها خدمت بوده، در حالیکه شخص بومی که پس از وی آمده، صرفاً در پیله خود پیچیده و شاید هنوز یکصدم آن مسیرهایی را که غیر بومیان رفتهاند، نرفته!
نمیشود انتظار داشت در برابر عملکرد صفر و منفی، همه را ملزم به حمایت دانست؛ آنهم صرفاً بهخاطر بومی بودن!
حمایت زمانی عقلانی و منطقی است که براساس خروجی مثبت برای مردم و استان باشد!
آیا مدیر بومی که انتظار حمایت تام دارد، از خود پرسیده که با توجه به شناخت مشکلات مردمی که در بین آنها بوده است، برای این دیار محروم چه کرده؟
کدام گرفتاری مردم را حل کرده؟
کدام رضایتمندی حاصل شده؟
کدام اعتماد را ایجاد کردید؟
کدام باغ را آباد، کدام بند را آزاد و کدام غم را برطرف کرده؟
امروز وضعیت ایلام از حیث معیشت مردم، عدالت اجتماعی، کنترل بازار، سیستم وامدهی، آسیبهای پرشمار اجتماعی از جمله خودکشی، دگرکشی، قمهکشی خیابانی، تورم، گرانی، بهداشت، نارضایتی عمومی، وضعیت راهها و پروژهها، در شرایط نامناسبی قرار دارد و قطعاً این مؤلفهها مؤید بیکفایتی برخیهاست که با چنگ و دندان به صندلیها چسبیدهاند و به هیچ وجه جدا نمیشوند؛ خود را صرف جلسات بیخود و گفتاردرمانی کردهاند و تازه با عدهای که متأسفانه از فعالان مجازیاند و سهمی در کاسهها دارند خواهان حمایت از آن فرد هستند!
نخیر!
به تعبیر شهید بهشتی (رحمهاللهعلیه): بهشت را به بها میدهند، نه به بهانه.
- نویسنده : فرشته سنجیده


















Wednesday, 24 June , 2026