قلم ما همچنان از این قصه ی پرغصه خواهد نوشت و در برابر رنج جوانان ایلام سکوت نخواهد کرد/مسئولین بی کفایت از دل پرغصه ی این روزهای جوانان و والدین شان بترسند

سخن از بیکاری و وضعیت اقتصادی و افزون بر آن شرایط کرونایی شاید تکرار مکررات باشد، اما این موضوعات آنقدر در زندگی مهم و حیاتی هستند که هر چقدر هم از آنها سخن بگوئیم، گزافه نگفته ایم

دیدن جوانان بیکار و بی انگیزه به صورت دسته جمعی در پارکهای شهر که یا گوشی به دست و از سر عادت در فضای مجازی می چرخند و یا دمی به قلیان می زنند، چیز تازه و عجیبی نیست،

جوانانی که با بی توجهی مسئولین بهترین و گرانبهاترین روزها و سالهای زندگیشان را دارند تباه شده می بینند و نه درآمد و اشتغالی دارند و نه همسر و تشکیل خانواده ای.
وقتی از کنار پارکهای شهرمان در حال عبور هستیم و گروهای چند نفره این جوانان را میبینیم، شاید خیلی از ماها حتی در مورد آنها قضاوتهای نابجایی نیز داشته باشیم، اما این را فراموش نکنیم که اکثریت این جوانان از سر ناچاری به اینجا آمده اند نه برای گذراندن اوقات فراغت و خوشگذرانی!!

پای درد دل برخی از آنها که می نشینی با آهی تلخ و معنی دار از حال و روز سختشان صحبت می کنند، از بیکاری و بی پولی، از خجالت و شرم پول گرفتن از والدین خود سخن می گویند که در این سن و سال هنوز کمترین درآمدی ندارند.

حتی برخی از جوانان ازدواج کرده به خاطر بیکاری و مخصوصا در این روزهای کرونایی که بسیاری از مشاغل را هر چند وقت یکبار به تعطیلی می کشاند، این روزها بیشتر از هر زمان دیگری خود را سربار خانواده ها ی خود و همسرشان می دانند، سربار بودنی که نه تنها غرور جوانان را شکسته که حتی برخی از پدر و مادرها هم دیگر تحملش را ندارند، چرا که شرایط فعلی درآمد و تورم بی سابقه دیگر اجازه ی کمک کردن به کسی، حتی به نزدیکان را نیز نمی دهد و پدر و مادرها هم تا جایی میتوانند کمک کنند و بیشتر از آن در توانشان نیست، شاید نوشتن و گفتن این دردها خیلی راحت باشد اما درک آنکه در واقعیت این روزها خود را وبال گردن پدر و مادر می بیند و چاره ای نیز برایش پیدا نمی کند، بسیار سخت است

و حالا سوال تکراری که همیشه می پرسیم و کسی پاسخش را نمی دهد اینجاست که چرا؟ چرا باید شاهد این همه درد و رنج جوانان کاربلد و متخصص استانمان باشیم؟ چرا با وجود این همه ثروت خدادای نباید کاری کرد که اکثریت جوانانمان مشغول کسب و کار شوند؟

این همه منابع عظیم نفت و گاز و اقلیم آب و هوایی مناسب برای کشاورزی و استانی با این همه زیبایی طبیعی و خدادادی که مستعد گردشگری و جذب توریست است و این همه جوان نخبه و مخترع، آیا برای ریشه کنی بیکاری کافی نیست؟
آیا ظرفیت بزرگ و فوق العاده مرزی و دروازه عتبات عالیات بودن، نمیتواند دردی از ما دوا کند؟
دیگر این استان چه باید داشته باشد که شاهد این همه بیکار نباشیم؟

هر چند که همه میدانند مشکل از کجاست، چرا که با وجود این همه بستر مناسب برای اشتغال، وقتی مدیریت اصولی و صحیح و برنامه ریزی دقیق و متخصصانه نباشد، قطعا اگر بیش از این نیز امکانات داشته باشیم باز هم راه به جایی نخواهیم برد

🔺روزها و سالها به سرعت می گذرد و آنچه که تلف می شود جوانی و انگیزه و شادابی فرزندان این دیار است که همیشه مورد غفلت و کم کاری مدیرانش قرار گرفته است،
زمان به سرعت می گذرد و بسیاری از جوانان که تا چند سال آینده دیگر جوان و با انگیزه نخواهند بود، هنوز در حسرت درآمد و استقلال مالی هستند

کاش مسئولین همان طور که از جوانان و شور و نشاط آنها در زمان انتخابات نهایت استفاده را می برند، کمی هم به توانایی و تخصص و مشکلات گسترده معیشتی و اشتغال آنها بها می دانند و با بی خیالی و بی تفاوتی از کنار آنها رد نمی شدند!
اشتغال و استقلال مالی حق جوانان ایلامی است، استفاده از تخصص آنها در پروژه ها و زمینه های مختلف حق بدیهی این جوانان است، حقی که باید به آنها داده شود

ما از این قصه ی پرغصه و کهنه باز هم خواهیم نوشت، از سختی های این روزها خواهیم گفت، از درد دل هزاران جوان بیکار ایلامی باز هم قلم خواهیم زد، از بی کفایتی مسئولینی که نسبت به این مشکل بزرگ سکوت و بی تفاوتی را برگزیده اند باز هم خواهیم گفت…
قلم در برابر این همه درد و رنج جوانان این دیار سکوت نخواهد کرد…

  • منبع خبر : طلیعه زاگرس