روزها و فصل‌ها با سرعت از پی هم می گذرند و هر پاییزی که می گذرد یک سال از عمر ما نیز می رود و به خاطره ای تبدیل می شود...

عوض شدن رنگ فصل‌ها گوشه ای از عظمت پروردگار است که هر بار با نشانه های بی بدیلش به ما تلنگر می زند…

امشب زمستان آغوش خود را خواهد گشود، زمستانی که همیشه نوید رحمت الهی بوده است و زمین منتظر باریدن آسمان…

امشب چله ی زمستان و سرشار از خاطرات شیرینمان در چله های گذشته ی عمرمان است که در کانون گرم عزیزانمان سپری کردیم،
شبی که پدر بزرگ و مادربزرگهایمان با زبان شیرنشان برایمان قصه گفتند و سرمای این شب از گرمای محبتشان برایمان آب شد…

شاید جای خیلی از پدربزرگ و مادربزرگ‌ها خالی باشد و یا به خاطر شرایط کرونایی نتوانیم به دیدارشان برویم، اما برای همیشه صدای دوست داشتنی شان در گوشمان خواهد ماند و از یلدا برایمان خواهند گفت…

یلدایتان مبارک…

  • منبع خبر : طلیعه زاگرس